گفت: میدانی من لجم از چی میگیرد؟ از اینکه ما خودمان را پیرِ ساختنِ زندگی و اطرافمان میکنیم و تا آخر عمر دستمان و حتی دست آدمِ کناریمان توی جیبهای خودمان است، ولی در نهایت مردها دلشان برای زنی میلرزد که برای کوچکترین خرج و برجش، دست سمت آنان دراز کند و خودشان تامینش کنند.
گفتم: ولی همه را به یک چوب نزن! آدمها فرق میکنند، همهی مردها که شبیه به هم نیستند!
گفت: اشتباه میکنی، همهشان عین همند. همهشان شاید به ظاهر نه، ولی در باطن، بیآنکه حتی متوجه باشند چرا، کناره میگیرند از زنان خودساخته و دلشان پیش همانیست که بیشتر خرجش کردهاند. تو انگار کن زنان خودساخته کاکتوسند و زنان معمولی شمعدانی! حواس تو بیشتر پیش کدامشان است که خراب نشود؟ همان...
به خودم نگاه کردم، من کجای معادلهاش بودم؟ احتمالا من شمعدانیِ قطوری بودم که درخت شدهبود🌱♥️
Post #21277
3.51K


- ❤ 11