داستانش تو دنیایی پر از درگیریهای بین فرقهها، رازهای قدیمی و توطئههای پیچیده میگذره. دو بُعد مهمی که سریال بهش میپردازه:
سای جائو دختری پرشور که سرنوشتش اونو به «جادوگر» شدن محکوم کرده، مجبور میشه به فرقهی مشهور «چینگچوئه» بپیونده. اونجا با «چانگ نینگ»، پسری منزوی و بدبین که تنها بازماندهی یک قتلعام خانوادگیه، آشنا میشه. با نزدیکتر شدن رابطهی اونا در چارچوب سخت و خشک فرقه، هر دو به رازهای پنهان و خطرهایی قدیمی پی میبرن. در حالی که تنش میان نیروهای خیر و شر رو به افزایشه، هویت واقعی چانگ نینگ هم کمکم آشکار میشه.
خیر و شر: سریال مرز مشخصی بین خیر و شر نمیکشه و نشون میده که نه همهی اهالی فرقهی شیاطین شرورن و نه همهی پیروان فرقهی نیک، نیکسرشتن.
قدرت زنان: سریال با به تصویر کشیدن زنانی مستقل، قدرتمند و تأثیرگذار، کلیشههای جنسیتی رو به چالش میکشه و نشون میده قدرت به جنسیت محدود نیست.