یکی صد زاری میکند بر در که در خانه لحظهئی راه دهند
میگویند: البته راه نیست
و یکی میزارد که: ساعتی رها کنید تا برون روم
میگویند: نه! آن کی شود؟
ای خواجه! هرکسی حالِ خود میگویند و میگویند که کلامِ خدای را معنا میگوییم
هر یکی به چیزی مشغول و به آن خوشدل و خرسند
بعضی «روحی» بودند به روحِ خود مشغول
بعضی به عقلِ خود
بعضی به نفسِ خود
تو را بیکس یافتیم.
همهی یاران رفتند به سویِ مطلوبانِ خود و تنهات رها کردند.
من یارِ بی یاران ام.
Post #349
47
Audio
- ❤ 2
- ❤🔥 1