Post #200
173
با همت و تلاش #داود_پیرنیا ، موسیقی ایران میرفت که دهها سال راه ترقی و پیشرفت را در مدت کوتاهی تجربه کند ولی ناگهان تعصب ، کوته نظری و بیسوادی عده ای سنت گرا و مرتجع که به ناگاه از درون تونلهای زیرزمینی متصل به فرهنگ نکبت بار دوران ننگین قاجار سر برآورده بودند، هر چه او کاشته بود خشکانده و هر چه خود میخواستند به نام سنت و اصالت به گوش و ذهن مردم خوراندند و محصول سالها تلاش داود پیرنیا و هنرمندان رادیو را بر باد دادند.
ناگهان معضلی به نام تکصدایی بر موسیقی سازی و آوازی ایران حاکم گشت . معضلی که وجود هیچ ساز و آوازی غیر از خود را برنمیتابید و در نطفه خفه میکرد .
به مرور مردم از این یکنواختی و کسالت به ستوه آمدند و بعدها عرصه برای عده ای جوان خام و جویای نام باز شد . همان جوانهایی که هر چه بخوانند و هر چه بنوازند به طرز عجیبی مخاطبان میلیونی دارد . این مردم دیگر برایشان فرقی نمیکند کلام چه بگوید و موسیقی چه بنوازد . مهم آن است که هر چه هست رخوت ، آه ، ناله و ماتم ، نباشد و قطعا سنتی، آری خواهشا سنتی نباشد دلمان گرفت لطفا آهنگ شاد بگذار ___ در نهایت چه فکر میکردیم و چه شد .
موسیقی ایران به جای پیشرفت و معرفی هر چه بهتر و زیباتر به مردمان جهان ، فیلش یاد هندوستان کرده و دلش برای چهار زانو نشستن مقابل ناصرالدین شاه با سری در باخته در پا و چشمانی دوخته بر گلهای فرش _ آداب حضور در برابر شاه _ تنگ میشود و میخواهد دقیقا همان شکلی که میرزا مینواخت بنوازد و هر که غیر از این بنوازد از دید او اصولا موسیقیدان به حساب نمی آید و مطرب است . از دید او هر تحریری به جز آنچه او میخواند تحریری برای کف گرفتن از مردم است . او _آنها_ و همانها و همینها بودند که وضعیت موسیقی ایران را دچار بحران کنونی کرده اند . حاصلش مردمی خسته و رانده از ناله های دلگیر و هر چه که نامش موسیقی سنتی است .
@shekar_chi1
اینستاگرام مافیای موسیقی :
🔗 @mafiya_mosighi