Post #1104
184
شعریار | شهریار بصیری یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما ما تماشایی او ، خلق تماشایی ما قامت افراخته میرفت و به شوخی میگفت: که بتی چهره نیفروخت به زیبایی ما او ز ما فارغ و ما طالب او در همه حال خود پسندیدن او بنگر و خودرایی ما قتل خود را به دم تیغ محبت دیدیم گو عدو کور شو از…
🎙 محمود محمودی خوانساری