بِه که به دیده جا دهم تازه رسیدهٔ تو را
با دل چون کبوترم اُنس گرفته چشم تو
رام به خود نمودهام بازِ رمیدهٔ تو را
تیر و کمان عشق را هر که ندیده، گو ببین_
پشت خمیده مرا، قد کشیدهٔ تو را
شام نمیشود دگر صبح کسی که هر سحر
زان خم طره بنگرد صبح دمیدهٔ تو را
ای که به عشق او زدی خنده به چاک سینهام
شکر خدا که دوختم جیب دریدهٔ تو را
دست مکش به موی او مات مشو به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیدهٔ تو را
#فروغی_بسطامی
@sheariar