TGViewer
Channel Public Channel
🌾شاهنامه شناسی🌾

🌾شاهنامه شناسی🌾

@shahnamehshenasi

نشان کانال: درفش مسین با قدمت ۴۵۰۰ سال که در کویر شهداد یافت شده است. آن درفش با درفش کاویان پیوندی دارد که در مقالهٔ زیر شرح داده ایم:
https://t.me/shahnamehshenasi/406
گردانندهٔ کانال:
https://t.me/behdadmirzai
Subscribers
1.38K
Photos
217
Videos
85
Links
228
Recent Posts 17 shown
Post #3328 131
جانوسیار گونه ای تحریف شده از جانوسپار است، و جانوسپار نیز نام گروه ”جانسپاران“ شاه را به یاد می آورد. جانوسپار در زبان پهلوی giyān apaspār است؛ giyān ”جان“. جنیدی از محمد مشیری، استاد تاریخ، نقل میکند (و خود نیز بر این باور است) که چون داریوش سوم با کردارهای خویش فرّ شاهی را از خویش بگسست و فرّ ایران را تباه کرد و دشمن را بر ایران پیروز گردانید، جانوسپار و ماهیار (که در این داستان نمایندهٔ همان دو گروه محافظان شاه هستند) وی را در یک دادگاه بیابانی گناهکار شناختند و رأی به کشتن او دادند. از توضیح بالا میتوان دانست که نام ’ماهیار‘ نادرست است و پچین برداران شاهنامه اشتباه کرده اند، یا در سخن فردوسی دست برده اند و نامی را از خود ساخته اند. ’جان دِه‘ نیز مانند ’ماهیار‘ نادرست و ساختگی است. (جنیدی)
در زاری کردن باربَد بر خسرو پرویز:
 
کجات؟ آن همه بزم و ساز شکار / کجا؟ آن خرامیدن کارزار
کجات؟ آن سرافراز جانوسپار / که با تخت زر بود و با گوشوار

🎓
Post #3327 116
🎓 دربارهٔ ماهیار و جانوسپار، دو دستور (وزیر) دارا در شاهنامه

جانوسپار /jānūsˈpār/: نام یکی از دو دستور (وزیر) دارا. giyān apaspār در پهلوی

جانوسپار و ماهیار (māh adiyār در پهلوی) دو دستور (وزیر) دارا بودند که پس از شکست دارا از اسکندر، دارا را کشتند.
 
برفتند با شاه، سیسد سوار / از ایران هر آن کس که بُد نامدار
دو دستور بودش گرامی دو مرد / که بودند با او به دشت نبرد
یکی، موبدی نام او ماهیار / دگر مرد را نام جانوسپار
یکی دشنه بگرفت جانوسپار / بزد بر بر و سینهٔ شهریار
 
در شاهنامه، پادشاهی پس از هُمای، به پسرش داراب میرسد و پس از او دارا شاه ایران میشود. همای همان هوماد است به معنای ”مادِ خوب“ (هو = خوب؛ ماد = سرزمین ماد). بنا بر پژوهش جنیدی، زنان و دختران در شاهنامه نماد سرزمینها هستند، زیرا در زبانهای ایران باستان، نام سرزمینها به گونهٔ مؤنث بود. امروز نیز در تمام سرزمینهای آریایی جهان، هنگامی که دو شهر با هم پیوند دوستی میبندند به آنها ”خواهر شهر“ میگویند، و این نشان از فرهنگ آریائیان باستان دارد. میدانیم که کوروش از سوی مادر با مادها پیوسته بوده است. پس داراب نماد کوروش (کوروش و کمبوجیه) است. پس از کمبوجیه، داریوش پادشاهی را در دست گرفت. واژهٔ داریوش در سنگ نوشته های هخامنشی، به گونهٔ فاعلی dārayavauš و گونهٔ مفعولی darayavaum آمده است. uš و um نشانه های دستوری هستند و با برداشتن آنها dārayava میماند، و همان است که در شاهنامه به گونهٔ دارا آمده است. شاهنامه دربارهٔ دارا چنین میگوید:
 
یَکِی مرد بُد، تیز، دارا، و تُند  / شده با زبان و دلش، تیغ، کُند
چو بنشست بر گاه، گفت: ”ای سران  / سرافرازْ گُردان و گنداوران
کسی کو ز فرمان من بگذرد  / سرش را همی، تن، به سر نشمَرَد
اُگر هِیچ، تاب اندرآرد به دل  / به شمشیر باشم ورا دلگُسِل
نخواهم که باشد مرا، رهنُمای  / منم رهنمای و منم دلگشای
ز گیتی، خور و بخش و پیمان مراست  / بزرگیّ و شاهیّ و فرمان مراست“
دبیر خردمند را پیش خواند  / ز هر در فراوان سخنها براند
به هر سو که بُد، شاه و خودکامَه ای  / بفرمود، چون خنجری، نامَه ای
که: ”هر کو ز رای و ز فرمان من  / بپیچد، ببیند سرافشان من
همه گوش، یکسر، به فرمان نهید  / اگر جانسپارید و، گر جاندِهید“
 
این رجها آشکارا از خودکامگی و خوی خشن و سفّاک داریوش سخن میگوید. او خود در کتیبهٔ بیستون میگوید که هنگامی که به فرَوَرتیش دست یافت: ”هم بینی، هم گوش، هم زبان او را بریدم و یک چشمش را کَندم.“ داستان گئومات مغ نیز که در سنگ نبشتهٔ بیستون آمده است، دروغی ساختهٔ داریوش است، زیرا نمیشود که کسی خود را بجای شاهزاده جا بزند و خانواده و همسرش نیز تا چند سال او را نشناسند. داریوش نخست نیزه دار کمبوجیه بود. داریوش در مصر، کمبوجیه را که شاه ایران و فرزند کوروش بود، کشت و با کودتا پادشاهی ایران را به دست گرفت. به همین سبب تمام ایران بر او شوریدند و او چند سال بر سر فرو نشاندن شورشها گذاشت، و آنان که در سنگ نبشتهٔ بیستون به بند کشیده شده اند فرمانروایان بخشها و بزرگان ایرانند. امروز تمام جهان کوروش را میستایند، امّا داریوش او را بزرگ نمیشمارد و در سنگ نبشتهٔ بیستون چنین میگوید: ”کمبوجیه نامی، پسر کوروش از تخمهٔ (خاندان) ما، او اینجا شاه بود.“ آخرین مصرع بالا ”اگر جانسپارید و، گر جان دِه اید“ به سپاه ”جانسپاران“ و ”جانداران“ شاه اشاره میکند؛ جاندار به معنای ”حافظ جان“ است (دار مادهٔ مضارع داشتن است به معنای نگاهداری کردن). اینها دو گروه محافظان ویژه و جان بر کف شاه بودند که در زمان داریوش ایجاد شدند. ژاندارم در زبانهای اروپایی از همین واژهٔ جاندار برگرفته شده است. افزایندگان چندین بیت به این بخش از شاهنامه افزوده اند و گمان پژوهندگان و نویسندگان را به آن سو برده اند که ماهیار و جانوسپار برای نزدیک شدن به اسکندر و یافتن جایگاهی درخور نزد او شاه ایران را کشتند. قصیده ای از قاآنی نیز همین باور را مینُمایاند:
 
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن / یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن
ناجوانمردی است چون جانوسیار و ماهیار / یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن
Post #3326 118
گزیدهٔ_شاهنامه،_شکست_دارا_از_اسکندرdocx.pdf227.3 KB
گزیدهٔ شاهنامه، از ویرایش استاد فریدون جنیدی
گزیدهٔ سیزدهم: شکست دارا از اسکندر

با این ابیات، دفتر سوم شاهنامهٔ استاد پایان میگیرد، اما پس از آن، ابیات افزودهٔ بسیار هست. افزایندگان چنین نموده اند که ماهیار و جانوسپار از برای نزدیک شدن به اسکندر دارا را کشتند. اما چنین نبوده است و گزارش این داستان، دیگرگون است.
Post #3323 158
نظر یکی از خوانندگان دربارهٔ گزیده های شاهنامه

خشنودم که اندک اندک خوانندگان شاهنامه به درک روشن و درستی از افزوده های شاهنامه میرسند. شبه استادان هنوز دو پا را در یک کفش کرده اند.
Post #3322 165
🌼 یک توضیح

در این گزیده ها، به نشانه گذاری و استفادهٔ هوشمندانه از ویرگول هم توجه کنید. البته فهم و آگاهی خواننده بر نشانه گذاری برتری دارد و خوانندگان باید درست خواندن را بیاموزند و از شرحهای شاهنامه بهره ببرند تا معنای ابیات را درست درک کنند. اما کمک به فهم خواننده هم زیانی ندارد. چه بسا که بعضی استادان هم شاهنامه را اشتباه خوانده اند و اشتباه معنی کرده اند.
ویرگول را بیشتر برای دو منظور به کار برده ام: افعالی که دو جزء دارند و چیزی میانشان فاصله می اندازد، و برای آن که دو واژهٔ پیاپی هم، با هم خوانده نشوند و مضاف و مضاف الیه یا مانند آن پنداشته نشوند. گاه آنچه میان اجزای یک فعل فاصله می اندازد، قید است، و قیود در شاهنامه اغلب بیش از یک جزء دارند. کارویرگول نشان دادن مکث است، ولی در اینجا ما برای استفاده های دیگر نیز ناگزیر بودیم از ویرگول بهره ببریم. با چند مثال توضیح میدهیم.

گریختن اسکندر از درگاه دارا:

همه، بادپایان برانگیختند / ز پیش جهاندار بگریختند

همه به اسکندر و یارانش برمیگردد، نه به بادپایان. این را با ویرگول نشان داده ایم تا خواننده ’همه بادپایان‘ نخوانَد.

سخن سهراب به هجیر:

چو دریا به موج اندرآید ز جای / ندارد، دمِ آتش تیز، پای

هنگامی که دریا موّاج گردد و از جای به حرکت درآید، زبانهٔ آتش، پای ندارد (تاب ایستادگی ندارد).
”ندارد پای“ با هم است؛ پای داشتن: تاب آوردن، مقاومت و ایستادگی کردن

اگر مقاله های بنده را خوانده باشید، میدانید که بنده به ’فعل مرکّب‘ اعتقادی ندارم. پس این که میگویم فعلی دو جزء دارد به این معنی نیست که آن را فعل مرکّب میدانم، بلکه منظورم، فعل و واژهٔ همنشین با آن است و در بسیاری مواقع معنای اصطلاحی دارد، همچون پای داشتن، تاب آوردن، نیست شدن، هست شدن، و مانند اینها.
 
گفتگوی شاپور و دختر مهرک نوشزاد:
 
چنین داد پاسخ که: ”هرگز دروغ / برِ شهریاران نگیرد فروغ
کشاورز را، دختر ماهروی / نباشد، بدین روی و این رنگ و بوی“
 
ممکن است کسی ”را“ را نشانهٔ مالکیت بشمارد اینطور معنی کند ’دختر ماهروی کشاورز، بدین رنگ و بو نباشد‘. اما کسی که زبان فردوسی را به درستی درک کند میداند که گزارش درست بیت چنین است:
”کشاورز را، دختری ماهروی با چنین روی و رنگ و بو، نباشد“ (کشاورز، دختری که چنین زیبا و خوش آب و رنگ باشد ندارد.) بنابراین، از ویرگول اینگونه استفاده کرده ام و امیدوارم خواننده نیز منظورم را درک کند.

زادن فرزند شاپور:

بسی، بر نیامد بر این، روزگار / که سرو سهی را گل آمد به بار
وَرا، نام، شاپور، کرد «اورمزد» / که سروی بُد اندر میان فْرَزد

”بسی روزگار“ (زمان زیاد) نگذشت که آن سرو سهی گل داد و به بار نشست (فرزندی به دنیا آورد).
شاپور، او را، «اورمزد» نام کرد (نامید).

کسی که با زبان فردوسی آشنا باشد میداند که ’ورا نام‘ منظور شاعر نبوده است، بلکه ”نام کردن“ درست است.
نمونهٔ مانند این، داستان پیدایش شترنج در هند:

پریروی آبستن آمد ز شاه / پسر زاد ازان نامور پیشگاه
وَرا، پادشا، نام، تَلخَند کرد / روان را پر از مهر فرزند کرد

پادشاه او را «تلخند» نام کرد.

در داستان خوالیگران ضحاک:

دو پاکیزه از تخمهٔ پادشا / دو مرد گرانمایه و پارسا،
یکی، نامْ اَرمانَکِ پاکدین / دگر، نامْ گَرمانکِ پِیشبین

🌼
Post #3320 136
Post #3319 139

Forwarded from 🌾شاهنامه شناسی🌾 (بهداد میرزائی)

فهرست شاهنامه.pdf499.7 KB
با درود.

اطلاع دارید که بنده قبلاً فایلهای صوتی یک دوره از انجمن شاهنامه خوانی استاد را در یک کانال تلگرامی و در فضای ابری اینترنتی قرار داده ام. بنگرید به صفحهٔ معرفی به نشانی زیر:
https://t.me/shahnamehshenasi/2383

بعضی کاربران دوست داشتند بدانند که هر نشست به کدام بخش شاهنامه میپردازد. امروز از شاهنامهٔ استاد فهرستی تهیه کردم که میتواند برای این منظور سودمند باشد. یک فایل پی دی اف است به نام «فهرست شاهنامه» و حاوی عنوانهای بخشهای شاهنامه و شمارهٔ نشستها و دو بیت آغازین هر نشست است. آن فایل راهنما را، هم در کانال نامبرده گذاشته ام و هم در فولدر فضای ابری.

شاد باشید. شاد زیوید.

یادداشت پسین:

فهرست شاهنامه قدری تغییر کرده است. شماره‌های صفحه را برداشته ام.
Post #3318 153
گزیدهٔ_شاهنامه،_پادشاهی_بهمن،_همای،_و_داراب.pdf309.7 KB
گزیدهٔ شاهنامه، از ویرایش استاد فریدون جنیدی
گزیدهٔ دهم: پادشاهی بهمن اسفندیار، همای، و داراب

در بخشهای موسوم به ”اسطوره ای“ و ”پهلوانی“ شاهنامه، اشخاص مفهوم نمادین (سمبولیک) دارند. همای نماد پادشاهی ماد است، داراب نماد کوروش است، و دارا نماد داریوش بزرگ و جانشینان اوست. قبلاً در این باره شرح مفصّل داده ایم (بر بنیاد پژوهش استاد جنیدی).
داستان زندگی داراب که در شاهنامه آمده است (به آب انداختن نوزاد)، افسانه ای است که نمونه اش در افسانه های ملل جهان فراوان است و به ”افسانهٔ تولد قهرمان“ مشهور شده است. برای شرح کامل، بنگرید به مقالهٔ بنده با نام ”نگاهی به تفسیر و معنای رمزآمیز افسانه های باستانی (بر بنیاد نظریهٔ روانکاوی)؛ داراب در شاهنامه“ در پیام سنجاق شده.
Post #3317 146
در تغییرات شاهنامهٔ استاد پس از نگرش پسین، یک مورد جا افتاده بود:

ابیات ۲۸۴۷۹ تا ۲۸۴۸۹ افزوده اند، زیرا بازگویی همان سخنان قبلند.
Post #3316 118

Forwarded from 🌾شاهنامه شناسی🌾 (بهداد میرزائی)

🔖 تغییرات شاهنامهٔ استاد فریدون جنیدی در نگرش پسین (چاپ دوم به بعد)

یکی از خوانندگانم پرسید که چاپهای بعدی شاهنامهٔ استاد، نسبت به چاپ نخست چه تغییراتی کرده است.
این تغییرات را تا جایی که به یاد می آورم یا یادداشت کرده ام، در اینجا مینویسم. شمارهٔ ابیات، شماره در چاپ نخست است، اما اغلب با چاپ پنجم یکی است.
بعضی عنوانهای بخشها تغییرات جزئی کرده اند. آن تغییرات را میتوانید از مقایسه با راهنمای شاهنامه که نوشته ام، بفهمید. به دلیل حذف ابیات افزوده، عنوانها نیاز به بعضی تغییرات جزئی داشته اند و بنده از خودم در آن فهرست تغییر داده ام، اما اختلاف با چاپ، جزئی است.

دفتر نخست

در نگرش پسین، همهٔ بخش ”ستایش خرد“ را افزوده دانسته است.

در هفت خان رستم: در چاپ نخست خوان نوشته بوده است و در ویرایش پسین، خان نوشته است. گویا دستنویسها بیشتر خوان نوشته اند، اما به اعتبار معنا، خان درست است.

بیت ۷۲۴ افزوده است (ز تخم کیان بود و بیدار بود) زیرا کیان (کیانیان) هنوز نیامده اند، و در بیت بعد نیز میگوید که ”ز تهمورس گرد بودش نژاد“. در چاپ فراموش کرده اند ایتالیک کنند.

بیتهای ۸۹۸ و ۹۰۰ افزوده شمرده شده اند.
سه بیت از ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ افزوده است: ”در رج ۱۲۷۰ سخن از دادن دختران به پسران فریدون رفت و اینجا دوباره گویی است.“

بیت ۱۵۳۸: ”بشد با تنی چند برنا و پیر / چنانچون برود راه را ناگزیر“

بیت را افزوده دانسته است به این دلیل که ”راه را دراز را با پیران و برنایان (۵ تا ۱۰ ساله) نمیپیمایند، که جوانان نیرومند برای رهروی بایسته اند“

۲۶۰۸: ”فریبیم و گوییم هرگونه ای / میان اندرون نیست وارونه ای“

تصحیح در چاپ پنجم:

سَراییم و گوییم هرگونه ای / میان اندرون نیست واژونه ای
یک معنای سرودن، ”شنیدن“ است.

در زیرنویس بیت ۳۰۴۹ اینطور تصحیح کرده ”به هندوستان اندر آتش فروز“. در نگرش پسین، ”به کابلستان اندر آتش فروز“.

بیت ۳۱۰۳ را افزوده دانسته بود، در نگرش پسین دوباره آورده و به این صورت تصحیح انتقادی کرده:

که من آرزو خود همین خواستم / به تنگی دل، از جای برخاستم

بیت ۳۱۳۹ را افزوده دانسته است (چو دو آبگیرش پر از خون دو چشم) به این دلیل که مصرع اول سست است.

بخش ”آزمودن موبدان، زال را“، به کلی افزوده است، از بیت ۳۳۵۳ تا ۳۴۱۷ همه افزوده است.

بیت ۳۴۶۱ افزوده است.

بیت ۴۷۷۹: ”دگر دست گژدهم جنگی بپای“ در چاپ نخست گَژدَهم بوده است و بعداً به «گستهم» تصحیح کرده است. گژدهم نامی نادرست است. بنگرید به مقالهٔ زیر از بنده:

https://t.me/shahnamehshenasi/1661

ابیات ۳۶۶۹ تا ۳۹۱۱ همه افزوده است.
ابیات ۵۵۸۴ تا ۵۷۹۰ همه افزوده است.

دفتر دوم

بیت ۷۵۵۷: ”نشسته‌ست هومان بدین پهندشت“. در چاپ پنجم در زیرنویس نوشته ”در گفتارهای پیشین روشن شد که هومان و بارمان افزوده اند و در اینجا لشگر [بجای هومان] درست مینماید.“ نشسته‌ست لشکر ...“

۸۷۷۵: ”چنگ نهنگ“ را به ”کام نهنگ“ تصحیح کرده است چون نهنگ چنگ ندارد.

بیت ۱۲۵۱۵: ”گزین کرد زان لشکر نامدار / سواران شمشیرزن، سه (سی) هَزار“

در نگرش پسین آن را افزوده دانسته است، به این دلیل که در شبیخون، اسب نمیبرند.

بیت ۸۷۳۶: ”دبیر جهاندیده را پیش خواند / زبان درگشاد و سخن برفشاند“

در گفتارهای شفاهی به صورت زیر تصحیح کرده است: ”سخن درگشاد و گهر برفشاند“ اما در چاپ پنجم هنوز وارد نکرده اند.

بیت ۹۳۲۹: ”گرسیوز کینه خواه“ را به ”گرسیوز نیکخواه“ تصحیح کرده است، زیرا هنوز کینی در نگرفته است.

دفتر سوم

بیت ۱۸۵۳۲: ”بنمای چهر“ را به ”بگشای چهر“ تصحیح کرده است.

از بیت ۲۷۰۳۹: سه بیت چنین است:

۲۷۰۳۹) کجا بسته بُد گیو و کاووس و توس / همی کرد، گردون، بر ایشان فسوس،
۲۷۰۴۰) که؟ کَندی دل و مغز دِیو سپِید / که؟ را بُد به بازوی خویش این امِید!
۲۷۰۴۱) که؟ کاووسِ کَی را گشودی ز بند / که؟ آوردی او را به تختِ بلند!

در چاپ پنجم هم نوشته ’بکندم‘ و نادرست است زیرا با ”اگر“ در بیت قبل تناسب ندارد. استاد در نشستهای شاهنامه خوانی اخیر به ”که؟ کندی“ تصحیح کرده است ولی در چاپ پنجم هنوز اصلاح نشده است.
بیت آخر ۲۷۰۴۱ را (که؟ کاووس کی را ...) استاد در گفتار شفاهی خوانده است اما در چاپ پنجم هنوز نیامده است.

بیت ۲۷۷۶۰: ”چو رفتی به ایوان، پدر را بگوی“
در چاپ پنجم هنوز ’ایران‘ است، اما استاد در گفتار شفاهی به ایوان تصحیح کرده است.

ابیات ۲۸۴۷۹ تا ۲۸۴۸۹ افزوده اند، زیرا بازگویی همان سخنان قبلند.

دفتر چهارم

بیت ۳۱۷۷۹: ”چو شب نیم بگذشت و تاریک شد / جهاندار با کرد نزدیک شد“

در زیرنویس پیشنهاد کرده ”چو نیمی ز شب گشت و تاریک بود / جهاندار با کُرد نزدیک بود“
در نگرش پسین:

”چو نیمی ز شب رفت و تاریک بود“

بیت ۳۱۴۰۸: ”به بابک چنین گفت زان پس جوان“
استاد در گفتار شفاهی جوان را پیشنهاد کرده است، اما در چاپ پنجم هنوز بجایش شبان است.

🔖
Post #3310 237
یادداشتی دربارهٔ شاهنامه با ویرایش استاد فریدون جنیدی

فایل پی. دی. اف. شاهنامهٔ استاد جنیدی را میتوانید در اینترنت بیابید. اما آنچه که من تا کنون دیده ام، اسکن چاپ نخست است.
البته نشر غیررسمی یک اثر به این طریق، اخلاقی و قانونی نیست، اما دو نکته را باید در نظر داشت. نخست، چون شاهنامهٔ استاد در شمار بسیار اندکی چاپ میشود، به دست افراد اندکی میرسد. بنابراین، نشر الکترونیکی میتواند به معرفی و ترویج بیشتر آن کمک کند. اما ای کاش امکانی فراهم میکردند که نسخهٔ الکترونیکی هم به فروش برسد، با بهای کمتر. دوم این که چون قبلاً دیگران این کار را کرده اند، تبلیغ نسخهٔ الکترونیکی مسئولیتی را متوجه بنده نمیکند. از نظر حقوقی، وقتی سندی در حوزهٔ دسترسی عموم قرار گرفت، دیگر محرمانه تلقی نمیشود.

پیش از این، یکی از خوانندگانم پرسید که چاپهای بعدی چه تغییراتی کرده است، و من پاسخی در کانال نوشتم. در پیام بعدی دوباره آن پاسخ را به صورت آراسته تر قرار خواهم داد تا کسانی که از نسخهٔ الکترونیکی بهره میبرند، از آخرین تغییرات نیز آگاهی بیابند.
توصیه بنده پس از عمری مطالعه دربارهٔ شاهنامه و سنجش چاپهای گوناگون این است که اگر تازه میخواهید شاهنامه را تهیه کنید و بخوانید، فقط شاهنامهٔ استاد جنیدی را تهیه کنید. شاهنامه های دیگر، تصحیح شده نیستند، و پر از نادرستیهای گوناگونند. احسان یارشاطر در مقدمهٔ شاهنامهٔ خالقی مطلق، ضعفها و کاستیهای چند تصحیح مشهور شاهنامه را شرح داده است. خود شاهنامهٔ خالقی مطلق هم کاستیهای بیشمار دارد و بنده در چند مقاله اشاره های مختصری به آنها کرده ام. اگر بخواهم بیشتر بنویسم، ”مثنوی هفتاد من کاغذ شود“.
تصحیح استاد جنیدی، تنها تصحیح علمی شاهنامه است. برای یافتن درک و شناخت درستی از شاهنامه، برنامهٔ رادیویی پنجره های رو به مهتاب را گوش بدهید. همچنین، گوش دادن به شاهنامه خوانی ضبط شدهٔ استاد، برای درست خواندن شاهنامه سودمند است. دو کتاب ارزندهٔ استاد، برای شناخت شاهنامه صد در صد ضروری است:

۱) زندگی و مهاجرت آریائيان
۲) داستان ایران

مقاله های استاد هم آگاهیهای خوبی در بر دارند. اگر گزیده ٔ مقالات بنده را که در دو فایل - یکی مفصّلتر و یکی مختصرتر - گرد آورده ام بخوانید، هم به بنده منّت گذاشته اید و هم به خودتان لطف کرده اید، زیرا به طور فشرده، تصحیح استاد جنیدی را معرفی کرده ام، و مبانی علمی و اصولی و ویژگیهای برجستهٔ آن را و دلایل اختلاف سطح آن با شاهنامه های دیگر را به دقت شرح داده ام.
به شایعات نویسندگان بی صلاحیت و وبلاگهای خاله زنکی هم گوش ندهید. عادت تودهٔ نادان است که دربارهٔ هرچه که آگاهی ندارند نظر بدهند. مطالعه کنید و آگاهی خود را بالا ببرید تا خود دارای تشخیص بشوید. منتظر نشوید تا نادان دیگری راهنمایتان شود.
برای راهنمایی بیشتر، به فایلهای سنجاق شده در بالای کانال بنگرید.

https://farhangoadabeirani.blogsky.com/1395/03/22/post-774/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AC%D9%86%DB%8C%D8%AF%DB%8C
Post #3304 222

Forwarded from 🌾شاهنامه شناسی🌾 (بهداد میرزائی)

☘️ با درود.

جستجوی کوچکی کردم ببینم از فرهنگهای شاهنامه، چه چیز رایگان یافت میشود. دو سه تا به دست آمد. فایل آنها را در اینجا میگذارم. خود فرهنگهایشان چنگی به دل نمیزنند و در پستترین سطح ممکنند ، اما مقدمه هایشان ممکن است نکات خوبی داشته باشد. برای نمونه، نوشین یک اشتباه دکتر معین در نقل بیتی از شاهنامه را در زیرنویسهای برهان قاطع تذکر میدهد و تصحیح میکند (پیشنهاد توشه بجای نوشه، رویهٔ ۶۱).
از بعضی مدخلها عکس گرفتم تا نمونه هایی از اشتباهات را تذکر دهم، از جمله، گاه بَرمنش و پُرمنش را به یک معنی گرفته اند یا برمنش را که به معنی متکبّر است برابر با سربلند و مغرور و متفکر و غیره دانسته اند (پُرمنش یعنی بسیار اندیشنده). اینها از عوارض ناآشنایی با زبانهای باستان است.
یکی هم، بَرگوهر (از خاندان والا) را نوشته پُرگوهر!
در یکی دیگر، انوشه و نوشه را یکی دانسته اند! انوشه صفت است بمعنی جاودان و بیمرگ، و نوشه اسم است بمعنی شیرینی.
نوشین نام برجها را با نیمفاصله تایپ کرده است. دلیلش را نفهمیدیم. 🤔
عجیب است که هرچه ابیات شاهد در این فرهنگها میبینم از ابیات افزوده اند. ویژگی ابیات افزوده این است که اغلب سست و نازیبایند. پیداست که اهمیت نمیداده اند که ابیات انتخابی لطفی داشته باشد. دامنه معنای هر لغت هم از یکی دو معنی فراتر نمیرود.
بنده در فراهم آوردن فرهنگ واژه های شاهنامه که در دست دارم، کوشیده ام که از ابیات زیباتر بهره ببرم، و نیز از ابیات دشوارتر، تا به این ترتیب، ابیاتی از شاهنامه را که درک معنایشان دشوارتر است، شرح نیز داده باشم. البته بعضی واژه ها خیلی کم به کار رفته اند. همچنین، به یک بیت بسنده نکرده ام و سعی کرده ام هرچه را که گفتنی است، بگویم (البته تا جایی که بلد بوده ام). به این ترتیب، خوانندگان شرحی نسبتاً دقیق و مفصّل نیز از شاهنامه در اختیار خواهند داشت (البته شرحی که در ابیات آن، ترتیبی وجود ندارد). همچنین، از هر فرصتی برای آموزش نکته ای به خواننده بهره برده ام. در پیشگفتار آن هم قدری مطالب آموختنی گرد آورده ام.
البته بنده همواره خود را ”گردآورنده ای“ بیش ندانسته ام، اما امیدوارم که اثرم، هم مورد قبول و توجه اهل ادب و علم قرار گیرد، و هم برای قشر غیرمتخصص سودمند بیفتد. به یاد یک رباعی از ملک الشعراء بهار افتادم:

چون آینه نورخیز گشتی، احسنت!
چون ارّه به خلق تیز گشتی، احسنت!
در کفش ادیبان جهان کردی پای!
غوره نشده مویز گشتی احسنت! 😃

شاد باشید، شاد زیوید، دیر زیوید!

☘️
Post #3303 319
گزیدهٔ شاهنامه، رستم و اسفندیار.pdf417.4 KB
گزیدهٔ شاهنامه، از ویرایش استاد فریدون جنیدی
گزیدهٔ نهم: داستان رستم و اسفندیار

شایسته است که در گزیده های بنده، به دقت ویژه ای که در نشانه گذاری به کار رفته، و استفادهٔ هوشمندانه از ویرگول، توجه نمایید.
Older posts →

About this channel

How can I read @shahnamehshenasi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 🌾شاهنامه شناسی🌾: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 🌾شاهنامه شناسی🌾 have?
🌾شاهنامه شناسی🌾 (@shahnamehshenasi) has 1.38K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 🌾شاهنامه شناسی🌾 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →