تعریف من از آقای فرهادی این است که ایشان متفکری است مثل یک نویسنده. نویسنده ابزار کارش قلم است، اما یک کارگردانِ متفکر، ابزار کارش دوربین و تیمی است که او هدایت میکند. او سعی میکند تالیفش به واسطهی سینما ارائه دهد. همان طور که کارگردان های بزرگ تاریخ دنیا هم متفکرینی بودند که اگر خواستند مثلا فیلم های تجاری هم بسازند، تفکر حرفِ اول را میزند، میبینیم که به وسیلهی سینما سعی کرده که حرفش را به تأثیرگذارترین شکل، بیان کند. دسیکا مثلا در «دزد دوچرخه» کوروساوا با «ریش قرمز» و «هفت سامورایی»، هیچکاک در «پنجره عقبی» یا «روانی». به هر حال مسیری که آقای فرهادی هم برای خودشان انتخاب کردند، به عنوان یک سینماگر خیلی دوست دارم. دلم میخواهد بازیگری یا کارگردانی، برایم ابزار بیان فکرم باشد.
Post #7611
128
- ❤ 3