🎙شهاب حسینی:
زمانی که کار در این مجموعهها را برای پلتفرمها شروع کردم، همزمان درگیرِ یک سریال و کار سینمایی هم بودم که این دوتا را همزمان داشتم کار میکردم. مجبور بودم بینِ سریالی در شمال کشور و فیلمی در تهران، دست به انتخاب بزنم. تفاوتش هم در میزانِ هزینه کردن انرژیای است که از بازیگر میگیرد، یعنی بازیگر باید بداند برای دو ماه کار در یک فیلم سینمایی، چطوری باید انرژیش را تقسیم کند مثلا مجموعهای هست که هشت ماه تا یک سال تولیدش زمان میبرد، همزمان برای بازی در یک فیلم، هم باید وقت بگذاری. باید برنامهریزی کرد که چه طوری این انرژی را تقسیم کند؟ من خوشبختانه این تجربه را داشتم و تحمل میکردم. گاهی میرفتم چند تا فیلم کار میکردم بعد دوباره میآمدم خودم را به لوکیشنِ سریالی میرساندم که در تلویزیون تولید میشد. آن زمان تلویزیون فضای خوبی داشت و سریالهای خوبی تولید میکرد، مردم هم بینندهی این سریالها بودند. من همان زمان سریالهایی کار کردم که موفق بود. یکی سریالِ «پس از باران» که برای اولین بار با آقای سعید سلطانی کار کردم که بسیار موفق بود و مردم از آن خیلی استقبال کردند. من البته در این سریال نقشِ کوتاهی داشتم. بعد «پلیس جوان» را کار کردم که آقای سیروس مقدم کارگردانی میکرد. این سریال هم با اقبالِ زیادی روبرو شد. علتش شاید جدا از ساختار، به خاطر وجودِ تعداد زیادی بازیگر سرشناس و بزرگ بود. بعد سریالی در ژانر خاکستریتر کار کردم به نام «تب سرد» که آن را هم مردم دیدند. من هر زمان سریالی کار کردم به قول معروف رِیت و نوع پیشنهادهای سینماییام عوض میشد. یعنی فیلمهای کمی جدی تر و به قول معروف مهمتری میآمدند سراغم. متوجه میشدم این سریالها باعث میشد که اصطلاحا جایگاه کاریام یک پله بالاتر برود. اما مهم ترین سریالی که در واقع خیلی مردم باها آن ارتباط برقرار کردند «مدار صفر درجه» ساختهی حسن فتحی بود که در زمان خودش کار فاخری هم به نظر میآمد. در ادامه، سریالی درباره یک تیمسار خلبان به نام عباس بابایی کار کردم که آن هم خدا را شکر موفق بود و مردم استقبال کردند.