از همان اولِ کار، احساس کردم مدلِ کار کردنش از نظر تسلط، من را یادِ آقای فرهادی میانداخت. معتقدم کاری نمیتواند تاثیرگذار شود مگر اینکه ابتدا روی خودمان تاثیر بذارد. یعنی ما به عنوانِ اولین مخاطبِ اثر بدانیم تاثیرِ کاری که کردهایم، روی خودمان چقدر است. من خودم هیچ وقت خودم را نه بازیگر میدانم نه کارگردان، میگویم باید مواظب باشم جوری نقشم را بازی کنم که انگار خودم میخواهم فیلمم را روی پرده ببینم و از آن ایراد بگیرم. این فیلم بودجهی خیلی محدودی داشت، حتی کمتر از نصفِ بودجهی معمولی برای یک فیلم. ما این فیلم را در ۱۰ جلسه ساختیم، فیلم در جشنواره از نظر مردم، بازتابِ خوبی داشت چون تماشاگر حقیقت جامعه را در آن لمس کرد. شاید اولین بار بود که احساس میکردم به عنوانِ هنرمند، به درستترین شکل، رسالتِ هنریام را انجام دادهام. بهرحال مردم از هنرمندان انتظارِ صداقت دارند یعنی اگر نقدی در فیلم به جامعه هست، فیلم بتواند آن را بیان کند و آینهی جامعهاش باشد. من برای اولین بار به عنوان یک هنرمند احساس کردم در کاری شرکت داشتهام که بازتابدهندهی این دردِ اجتماعی بوده است، یعنی از راه درستش نقد کرده و نیازی نبوده که با حرف و مصاحبه درموردش مفهوم تراشی کنم…
Post #7592
103
ادامه...
- ❤ 2