چقدر باحال 😭😭😭
چقدر خودمو حس کردم داخلش :))
عاشقش شدم جدا
باید راجب این نوشته ات بگم شاهکار و بعدش بگم دقیقا و اون شبی که دستمو سمت سایه ام و دنیای سایه هام دراز کردم دیگه هیچوقت از تاریکی و سایه ها نترسیدم بلکه زیبایی درونشون رو دیدم :))))
مرسی ازت خیلی قشنگ بود واقعا عاشقش شدم 😭✨
Post #357
1
Forwarded from Shadow Dream's World🖤✨🌍🌑 (Shadow)
𝐀𝐬𝐢𝐳𝐚 میگن سال ها پیش یه مردی بود که هر شب قبل خواب سایه شو کنار تختش میدید. تا اینکه یه شب شمع رو روشن کرد و دید دیگه سایه ای پشت سرش نیست هرچی گشت پیداش نکرد! توی کوچه های خیس دنبالش رفت، زیر نور ماه قدم زد، از کنار خونه های خاموش رد شد، حتی برگشت جاهایی که یه…