بخشی که آدم ها همیشه واهمه اش را داشتند. رو به رو شدن با آن قسمت تاریک وجودشان، همانی که مدت هاست غبار گرفته، به نظرشان یکی از سخت ترین مقابله های دنیاست.
چه کسی میداند این مرز زیبا و محوِ بین نور و تاریکی، چه بسا خودش روزنۀ نوری باشد!
هر گاه که به سایه های وجودم مینگرم، میبینم هنوز هم تاریکی سراسر وجودم را در بر نگرفته و جای امیدی هست. هنوز نوری بوده که از پس آن سایه ای به وجود آمده.
این بخش از وجودم، پناهگاهی امن و آرام است.
در آخر فقط این را میدانم که چه در روز چه در شب، چه در روشنایی و چه در تاریکی و حتی در بود و نبود آدم ها، همین سایه همیشه همراه من است.
از سایه به پسری درونِ سایه ها