#تمامنما
🌀پرده ششم: از شب تا پایان تجمع
⏰۹ دی ماه ۱۴۰۴ - ساعت ۱۸ تا پراکندهشدن جمعیّت
📍پردیس مرکزی دانشگاه تهران - #چهارراه_فنی
🔷بین دو نماز، سجاد رامفر به نمایندگی از دسته دوم شروع به صحبت میکند:«تجمع کردند، گاهی بازدداشت شدند. همین ماه گذشته تجمع رفتند جلوی قوهی قضاییه برای اینکه حلقوم علی انصاری دریده بشه، اما قوه قضاییه کم لطفی کرد جمعشون کرد. اما هستن چرا؟ چون امام هست، چون آرمان امام هست، حضرت آقا هست و جمهوری اسلامی هست.»
نمازگزاران ادامه شعار میدهد:«خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» و حرفهای دانشجوی نماینده، در شعارها گم میشود. او ادامه میدهد: «این جماعت اگر دغدغه ی ایران دارن، بابا ما که دیدیم توی ۱۲ روز ۱۱۰۰ نفر هموطن ما رو شهید کردن، خود ترامپ اظهار میکنه حمله به ایران را از ترور حاج قاسم سلیمانی شروع کردیم. خجالت نکشیدید عکس حاج قاسم رو کشیدید پایین؟ حاج قاسم جونش رو برای شما نداد؟
حاج قاسم ها هستن، بار قبلی دیدن چی شد ان شا الله این بار هم خواهند دید. ان شا الله پشت سر ولی فقیه، هستیم.»
صحبتهایش را با موضوع دیگری ادامه میدهد:«اسرائیل اومد یه روز یه سری پهباد درست کرد اومد، یه سری هم یه سری آت و آشغال و مزدور رو به خط کرده، تو دهن همشون میزنیم. امروز ایران ما بیشتر از هر روزی منتظر ماست که وایسیم روی دونه دونه مشکلاتمون. منتظر ثباته. بابا هر کسی می فهمه دلار ۱۵۰ تومن رو کار اشتباه می کنه ۲۵۰ تومن می کنه ۴۰۰ تومن. مشکل من و تو رو ثبات حل میکنه. مشکل مستضعف رو فکر حل میکنه.»
شعارها در میان صحبتهای نماینده، متعدد شنیده میشود: «مرگ بر اسرائیل، دانشجوی مسلمان حامی مستضعفان»
🔷تقریبا ۸ دقیقه گذشته و عقربهها روی ۱۷:۴۱ قرار گرفتهاند. نماز دوم صف نمازگزاران، زیر آسمان اقامه میشود.
در اطراف این صفوف نماز، دو نفر درگیر میشوند.
چند نفر که صدای بحثشان بلندتر است و توجهها را جلب میکند، اینطور صحبت میکنند:
دختری با عصبانیت میگوید: «چرا باید اجازه بدم اینا نماز بخونن؟!» و فحش نثارشان میکند.
پسر دیگری ادامه میدهد:« فحش دادم ولی شما زندگی ما رو تباه کردید.»
دختر دانشجو ادامه میدهد: «شما دارید ما رو هر لحظه به بند می کشید. ۴۷ سال زندگی ما رو تباه کردید. ۴۷ سال سکوت کردیم.» پسری میگوید:« بیا بریم اینجا هیچکس منطق حالیش نمیشه.» و باز از میانه جمع دختری میپرسد:« مسجد نداره دانشگاه که اینجا دارن نماز میخونن؟»
🔷جمعها متفرق شده و تقریبا آن تجمعات پایان یافتهاند. تنها چند گروه کوچک دیده میشوند که درحال بحث و مشاجرهاند. ساعت ۱۵ دقیقه به ۱۸ است و درب قدس مجددا بسته شده و ۱۵ دقیقه از بسته شدن آن گذشته. دانشجوها میپرسند که چرا در را بستهاند. دانشجویی به آقای ایستاده دمدر میگوید: به همکارت بگو باز کنند در را و آن مرد حراست با صبوری میگوید که کارهای نیست. بچهها شاکی میشوند: خدا رو خوش میاد این همه بچه تو سرما وایسن؟ مرد میگوید: زنگ زدم دیگه گفتن در رو باز نکنید.
گفتن ناامنه.
🔷بچهها میگویند که میخواهند بروند خوابگاه و حراست باید پاسخگوی وضع باشد. آقای دم در اما یک کلام است: ناامنه. مشاجره لفظی رخ میدهد.
🌀 @Shabname_2359
Post #585
1.93K
شبنامه ۲۳:۵۹ | دانشگاه تهران #تمامنما 🔹دسته اول، پلاکاردهای روی تیر چراغها را برداشته و زیر دست و پا میاندازند. از آنسو، دسته دوم در تلاشند در طی کِشمکش، عکس سردار سلیمانی را که دسته اول برداشته و زیر پا میاندازند را بگیرند و موفق میشوند. یک نفر از گروه اول، برای پسگرفتن عکس…
- 👍 21
- 💔 4
- ❤ 1
- 👎 1
- 😁 1