گفت چرا انقدر نسبت به عشق همه درها رو دو قفله بستی و حس خوبی برا پذیرفتنش نداری منم نشستم همه اذیت هایی که سر همین کلمه سه حرفی بهم تحمیل شده بود رو براش تعریف کردم گفتم ببین میدونم عشق سالم این نیست ها ولی چه تضمینی وجود داره بگه عشق سالم چیه؟ اصلا کدوم از ماها میدونیم عشق واقعا به چی گفته میشه؟ منم حوصله فلسفه ندارم حالا بذار چاییمو بخورم.
بعد خودش یکم مکث کرد و در آخر گفت راست میگی پس منم نباید بهش امیدوار باشم دیگه!
خلاصه تاثیری که حرف هام رو ایشون داشت اگه رو زندگی خودم داشت الان وضعیتم این نبود.🦦
Post #19363
248
Forwarded from غَریوِ یک غُراب (Lili)
- ❤ 2