در صنین، در پس برف و باران، در پس رنگ و صدا و پژواک، در منتهای وحشت بیپایان، قلهای فراموش شده پنهان است. و ما در جستوجوی آن خواهیم بود، به سوی آن میرویم، در آن برافروخته میشویم و از آنجا به سوی حقیقتهای دور رهسپار خواهیم شد. و باز نمیگردیم و همچون دو گرگ، دو پرنده، دو ذره دور خواهیم شد و هیچ چیز غیر از ما نخواهد بود.
خواهند گفت گریختند!
سر بر نمیگردانیم به آنها بگوییم ما نگریختیم، فقط رفتیم وقتی که تمام احساساتمان را کنار آنها از دست دادیم.
-در بیروت دریایی نیست، غادة السمان
Post #291
158
- ❤ 4