در جوی زمان، در خواب تماشای تو میرویم
سیمای روان، با شبنم افشان تو میشویم
پرهایم؟ پرپر شدهام. چشم نویدم، به نگاهی تر شدهام
این سو نه، آن سویم.
و در آن سوی نگاه، چیزی را میبینم، چیزی را میجویم
سنگی میشکنم، رازی با نقش تو میگویم
برگ افتاد، نوشم باد: من زنده به اندوهم. ابری رفت
من کوهم: میپایم. من بادم: میپویم.
در دشت دگر، گل افسوسی چو بروید، میآیم، میبویم.
-نه به سنگ، سهراب سپهری
Post #250
794
- ❤ 3