واکاوی چرایی و پیامدهای تقلیلگرایی در مواضع ترامپ پیرامون اوکراین
اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره ضرورت تغییر رهبری در اوکراین، بازتابدهندهی یک چرخش راهبردی در سیاست خارجی جریان «اول آمریکا» است. برای تحلیل دقیق این موضعگیری، باید میان لایههای «علتشناختی» و «کارکرد گفتمانی» تمایز قائل شد:
۱. چرایی: چرا ترامپ به دنبال تغییر رهبری اوکراین است؟
این موضعگیری بیش از آنکه برآمده از یک ارزیابی نظامی-امنیتی باشد، ریشه در سه عامل اصلی دارد:
بسیج انتخاباتی و اقناع پایگاه رأی:
ترامپ با پیوند دادنِ هزینههای جنگ به معیشت (قیمت انرژی و مشکلات کشاورزان)، در حال بازسازیِ نفاقِ حزبی است. چرایی این اظهارات در «پوپولیسم اقتصادی» نهفته است؛ او نیاز دارد به پایگاه رأی خود نشان دهد که اولویت کاخ سفید، رفاه داخلی است نه ثبات ژئوپلیتیک اروپای شرقی.
تغییر الگوی سیاست خارجی:
گذار از «لیبرالیسم مداخلهجویانه» (دفاع از هنجارهای دموکراتیک) به «رئالیسمِ تراکنشی». در این نگاه، اوکراین نباید به عنوان یک «متحدِ استراتژیک» دیده شود، بلکه باید به عنوان یک «داراییِ قابل معامله» دیده شود که اگر برای رسیدن به توافق با روسیه مانعتراشی کند، باید «بهینهسازی» (تغییر رهبری) شود.
سیاست گسست: ترامپ برای شکستن اجماع دوحزبی فعلی در واشنگتن پیرامون حمایت از زلنسکی، نیازمند ایجاد بحران مشروعیت برای اوست. او با زیر سوال بردن رهبر اوکراین، عملاً دیپلماسی فعلی را عقیم نشان میدهد تا فضا برای «توافق تحمیلی» باز شود.
۲. چگونگی: تقلیلگرایی استراتژیک
در سطح تحلیل سیاستگذاری و گفتمان، ترامپ با دو ابزار، این چراییها را صورتبندی میکند:
عاملیتگرایی تقلیلگرایانه: ترامپ پیچیدگیهای ساختاری جنگ (تنشهای تاریخی، ناتو، امنیت روسیه) را نادیده گرفته و «جنگ» را به «ارادهی زلنسکی» تقلیل میدهد. این یک تکنیک کلاسیک برای «سادهسازی صورتمسئله» است تا مخاطب عام، راه حل بحران را نه در پیچیدگیهای دیپلماتیک، بلکه در «تغییر فرد حاکم» جستجو کند.
انگزنی به مثابهی راهبرد: با معرفیِ زلنسکی به عنوان «مانع توافق»، ترامپ او را از جایگاه «قربانی تهاجم» به جایگاه «عامل تنش» تغییر موقعیت میدهد. این اقدام گفتمانی، توجیهکنندهی اخلاقی برای «قطع حمایت» در آینده است؛ چرا که اوکراینِ کنونی به عنوان کشوری معرفی میشود که «انتخاب کرده» مشکلآفرین باشد.
💠جمعبندی
این اظهارات نشان میدهد که اگر ترامپ به قدرت بازگردد، «سیاستگذاری خارجی» نه بر اساس تعهدات نهادی، بلکه بر اساس «کاراییِ معاملاتی» بازنویسی خواهد شد. از منظر سیاستگذاری، اوکراین اکنون در حال تبدیل شدن از یک «شریک راهبردی» به یک «پروژهی سیاستگذاری شکستخورده» در گفتمان ترامپ است که راهِ حلِ آن نیز نه دیپلماسی چندجانبه، بلکه تغییر نیروی انسانی (رهبر) برای بازکردن گرههای تجاری-سیاسی است.
✍️ محمد امامی؛ دانشجوی دکتری علوم سیاسی
@serat_ir1 / پایگاه تحلیلی صراط🔖
Post #1472
14