TGViewer
نجوای ماه و سکوت جنگل؛ نجوای ماه و سکوت جنگل؛ @sepina_journal · 262 subscribers
Post #8419 72
دود می‌خیزد ز خلوتگاه من.
کس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟
با درون سوخته دارم سخن.
کی به پایان می‌رسد افسانه‌ام؟

دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر.
خویش را از ساحل افکندم در آب،
لیک از ژرفای دریا بی‌خبر.

بر تن دیوارها طرح شکست.
کس دگر رنگی در این سامان ندید.
چشم می‌دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید.

تا بدین منزل نهادم پای را
از درای کاروان بگسسته‌ام.
گرچه می‌سوزم از این آتش به جان،
لیک بر این سوختن دل بسته‌ام.

تیرگی پا می‌کشد از بام‌ها
صبح می‌خندد به راه شهر من.
دود می‌خیزد هنوز از خلوتم.
با درون سوخته دارم سخن.

- سهراب سپهری ✨🌱

- @radpayvasheha ✨
- @sepina_journal 🌱
  • 💘 1
More from @sepina_journal
  1. Oct 16, 2026از مرور خاطرات می‌گریزم، از فکر کردن به آینده می‌گریزم. این روزها یک گریزم، از خودم به هیچ…
  2. Oct 16, 2026برون نمی‌رود از خاطرم خیال وصالت اگر چه نیست وصالی، ولی خوشم به خیالت
  3. Oct 15, 2026«به ماه چشم دوختم، با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی...» • عزیز نسین؛ نامه به مرا…
  4. Oct 14, 2026نبوغ: این‌که‌ بگذاری ویران شوی تا فقط ذره‌ای از تو باقی بماند، و بعد، از دل دوام آن ذره (ا…
  5. Oct 14, 2026document post
  6. Oct 13, 2026پذیرای آهنگ‌های پیشنهادی شما هستم.🫶
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →