دوستان، خیلی از ما هنر را انتخاب کردیم چون میخواستیم حال دلمان بهتر شود؛
چون هنر برایمان پناه بوده، راه نفس کشیدن، و ابزاری برای زنده ماندن در روزهای سخت.
این روزها که وضعیت اقتصادی بحرانی است و سایهی جنگ و ناامنی روی کشور افتاده، غرق شدن در اخبار منفی فقط فرسودگی روانی را بیشتر میکند. ناراحتی و غصه خوردنِ مداوم، بدون اینکه کاری از دستمان برآید، چیزی جز آسیب زدن به روانمان نتیجهای ندارد.
نمیگویم بیتفاوت باشیم؛ مگر میشود؟
اما میگویم حداقل روان خودمان را مدیریت کنیم.
هنر در چنین زمانهایی یک تفنن لوکس نیست؛ یک ضرورت است.
خلق کردن، نوشتن، طراحی، موسیقی، بازیگری یا هر شکل دیگری از هنر، راهی است برای تخلیه فشار، حفظ تعادل روان، و حتی مقاومت.
اگر نمیتوانیم شرایط را عوض کنیم، میتوانیم واکنشمان را آگاهانهتر انتخاب کنیم.
کمتر خبر بخوانیم، بیشتر خلق کنیم.
کمتر خودمان را در معرض ترس قرار دهیم، بیشتر به آن چیزی برگردیم که یادمان میاندازد هنوز زندهایم.
مراقبت از سلامت روان در این روزها خودخواهی نیست؛ مسئولیت است.
اول باید خودمان را سرپا نگه داریم تا اگر زمانی لازم شد، بتوانیم کنار هم بایستیم.
هنرمندان همیشه در تاریخ این سرزمین، چراغدارِ روزهای تاریک بودهاند؛
حتی اگر این چراغ، فقط دلِ خودمان را روشن کند.
Post #800
125
- 👏 3