چهسان کرده دلم بدجور نمیدانم هوای تو
گرفتارت شدم والله نمیتانم رهای تو
ز من دوری و دل میل تماشایی شما دارد
شده دیوانهی آنلحظهها و ماجرای تو
دراز است راه من اما به دیدار تو میآیم
اگرچه کِی شکسته بال من سنگ جفای تو
اگرچه راندی کز ملک دلت باز هم میآیم
کبوتر گونه بهر دیدنت اندر فضای تو
اجازه گر دهی میآیَمَت از آن سری دنیا
و منشینم به مثل طوطیِ اندر قفای تو
اجازه گر دهی میآیم و با شوق و با ذوقی
و میشم همدم و همراز و یار لحظههای تو
#جوادسرپلی
Post #463
75
