📝
وزن چیزها
پیشتر در آثار افلاطون میخواندم که هنر زندگی چیزی از جنس «هنر اندازهگیری» است. اینکه بتوانی وزن چیزها را درست تشخیص بدهی. در زندگی تنها کافی نیست بدانی چه چیزی درست یا نادرست است یا خوب و بد کداماند. باید وزن چیزها و سبکی و سنگینی و اهمیت آنها را هم بشناسی. باید ترازوی سالمی داشته باشی که بگوید از میان درستها کدام در اولویت است و از میان نادرستها، کدام زیانبارتر.
حرف عجیبی است. افلاطون میگوید آدمها ناشادند چون ترازویشان خراب است. مثلاً وزن پول چقدر است؟ یا دوستی؟ یا عشق؟ یا آرامش؟ یا شهرت؟ یا سود و زیان؟ یا هر چیز دیگری. ترس از فقر ترازوی آدم را در مورد پول خراب میکند. وحشتِ تنهایی هم، ترازوی عاطفی آدم را برهم میزند. میل به دیده شدن و عقب نماندن هم ترازوی آدم را از بیخ نامیزان میکند، خیلی چیزهای دیگر هم. این خرابیها از کجا میآیند؟ از گذشته، از محیط و حرف آدمها و از هراسِ متفاوت بودن از بقیه. بعد یکهو چشم باز میکنی و میبینی زندگیات پر شده از چیزهای خوبِ کماهمیت. کارِ بدی کردی؟ نه. زندگیات مزه و معنایی دارد؟ نه. پُری؟ نه. چرا؟ چون ترازویت خراب است. چون همۀ حواست به داشتن و ساختن چیزها بوده، امّا ترازو را نادیده گرفتهای. میبینی زندگیات کاریکاتوری و نامیزان شده، چون هیچ وقت درست از خودت نپرسیدهای که واقعاً چی، چقدر میارزد یا نمیارزد.
حالا بیش از همیشه فکر میکنم لازم است یک جایی بار را کم کنیم و خودِ این ترازو را از نو میزان کنیم. به این نتیجه رسیدهام که با ترازوی خراب، آخرش برده و باخته، ورشکست میشوی.
✍ محمود مقدسی
🌺@SELMULY چکامـه
Post #66746
300
- 👏 4
- 👍 3
- 💯 1