#یادداشت|🖊مادر؛ بافندهی ظریفترین نقشهای تمدن| یادداشت دوم
در یادداشت نخست گفتیم که تمدن، پیش از آنکه در میدانهای نبرد یا بر سریر قدرت شکل بگیرد، در حریم منازل و در نگاه مادری زاده میشود. اما پرسش مهمتر این است:آیا هر مادری، صرف مادر بودن، میتواند نسلی را برای ساختن آینده تربیت کند؟ یا مادری که قرار است در شکلگیری یک تمدن نقشآفرین باشد، خود نیز باید پیش از آن، به سطحی از رشد، آگاهی و هویت دست یافته باشد؟
برای پاسخ به این پرسشها باید به این حقیقت اشاره کرد که هیچکس نمیتواند چیزی را که خود در وجودش نساخته است، به دیگری منتقل کند.
کودک، بیش از آنکه فرزند سخنان مادر باشد، فرزند زیست اوست. او پیش از آنکه مفهوم شجاعت را از زبان مادر بشنود، شجاعت را در مواجههی او با دشواریها میبیند؛ پیش از آنکه معنای امید را بیاموزد، از نگاه مادری که در دل بحران فرو نمیریزد، امید را تجربه میکند و پیش از آنکه از مقاومت و ایستادگی چیزی بداند، میبیند مادرش در برابر چه چیزهایی عقبنشینی نمیکند و برای چه چیزهایی حاضر است هزینه بدهد.
البته فرزند از مادرش در کنار چگونه ایستادن، در کدام جبهه ایستادن را نیز میآموزد.مادر خواه ناخواه، در حال تنظیم حبوبغض فرزند خود است. او با نحوهی واکنش نشاندادن به وقایع، با آنچه برایش اهمیت دارد، با آنچه در برابرش سکوت میکند و با آنچه حاضر است برایش هزینه بدهد، به فرزندش نشان میدهد که جهان مجموعهای از اتفاقات پراکنده نیست؛ در این جهان، حق و باطلی وجود دارد، مظلوم و ظالمی وجود دارد و انسان نمیتواند نسبت به همهچیز بیطرف و بیتفاوت باقی بماند.
کودکی که مادری را میبیند که رنج مسلمانان و مظلومان عالم برایش صرفاً خبری در میان اخبار روزانه نیست، که نسبت به سرنوشت کشورش بیتفاوت نیست، که در برابر تحقیر ایران و اسلام احساس مسئولیت میکند و پیروزیهای جبههی حق را بخشی از سرنوشت خود میداند، پیش از آنکه مفاهیم امت، مقاومت و استکبار را در کتابی بخواند، نسبت خود را با جهان میسازد.
مادری که قرار است فرزندی برای فردای انقلاب اسلامی تربیت کند، پیش از هر چیز باید خود نسبتش را با این انقلاب روشن کرده باشد. نمیتوان فرزندی صاحببصیرت تربیت کرد، درحالیکه آن مادر نسبت به زمانهی خودش بیتحلیل است. نمیتوان فرزندی مقاوم تربیت کرد، درحالیکه خانه در مواجهه با هر فشار و بحرانی به میدان یأس و انفعال تبدیل میشود.
مادر تمدنساز باید بتواند جهان را بخواند. باید بداند فرزندش در چه زمانهای زندگی میکند و چه میدانهایی پیش روی اوست. امروز تربیت فرزند، تنها مراقبت از رشد جسمی و حتی اخلاق فردی او نیست؛ فرزند امروز در میانهی جنگ روایتها، جنگ هویتها و تلاش برای بازتعریف مفاهیم حق و باطل رشد میکند. اگر مادر نسبت به این میدان بیتفاوت باشد، دیگران در شکلدادن به ذهن و قلب فرزندش پیشدستی خواهند کرد.
از همینجا، رشد فکری و شناختی مادر اهمیتی دوچندان پیدا میکند. مادری که قرار است هویت بسازد، خود باید صاحب هویت باشد؛ بداند به چه چیزی ایمان دارد، چرا به آن باور دارد و در بزنگاههای تاریخی، در کدام سوی میدان ایستاده است. مطالعه، شناخت تاریخ، فهم مسائل جامعه و قدرت تحلیل، برای چنین مادری اموری تجملی نیستند؛ بخشی از مسئولیت مادری اویند.
تمدن نوین اسلامی، پیش از آنکه به فناوریها و ساختارهای بزرگ نیاز داشته باشد، به انسانهایی نیاز دارد که از درون صاحب ایمان، هویت، بصیرت، امید و توان ایستادن باشند؛ انسانهایی که در لحظهی فتنه، جبههی خود را گم نکنند و در لحظهی سختی، مسئولیت را بر آسایش ترجیح دهند، در واقع بخش مهمی از ساختن چنین انسانی، سالها پیش از ورود او به دانشگاه و جامعه، در خانه آغاز شده است.
شاید راز نقش تمدنی مادر نیز همینجا باشد؛ اینکه او صرفاً کسی نیست که دربارهی حقیقت با فرزندش سخن بگوید، او میتواند نخستین کسی باشد که فرزند، حقیقت را در زیست او مشاهده میکند؛ نخستین کسی که به او میآموزد انسان فقط برای رفاه و آسایش شخصی زندگی نمیکند و گاهی باید برای حقیقت، عزت، استقلال و آیندهی مردم خود هزینه داد و این مادر پیش از آنکه از فرزندش بخواهد سرباز آینده باشد، خود در زندگیاش نشان میدهد که در میدان حق، تماشاگر نیست.
✒️زینب حکیمی
🆔️@sedaaa_aut
🆔️@AnjomanEslami_AUT
Post #505
265
- ❤ 10
- 👍 4
- 👏 1