رنلی بهمن هلو تعارف کرد. موقع مذاکره مسخرهام کرد، گردنکشی کرد، تهدیدم کرد و بعد بهمن هلو تعارف کرد. فکر کردم میخواهد شمشیر بکشدو دستم را به شمشیرم بردم، عمدی این کار را کرد. برای اینکه ترسم را نشان بدهم؟ یا فقط یکی از شوخیهای بیمزهاش بود؟ وقتی از شیرینی هلو تعریف میکرد، آیاحرفش معنای دیگری نیز داشت؟» شاه سری تکان داد مثل سگی که خرگوشی را گرفته و تکانش میدهد تا گردنش را بشکند. «اه فقط رنلی میتواند حتی با یک میوه این قدر آزارم بدهد، با خیانتش باعث مرگ خودش شد؛ اما دوستش داشتم، داوس. حالا میدانم. قسم می خورم که با فکر هلوی برادرم به قبر میرم.»
استنیس به داوس
"نزاع شاهان"
💬#quote
📚#Book
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⚜@Se7enKingdoms
