شخصی تعریف میکرد:
یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا ۱۵ روز ماه سیگار برگ میکشید، بهترین غذای بیرون میخورد و نیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد.
موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشستم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی ؟
باتعجب گفت: کدوم وضع؟
گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گدایی.
به چشمام خیره شد وگفت: تاحالا سیگار برگ کشیدی؟
گفتم: نه.
گفت: تا حالا تاکسی دربست رفتی؟
گفتم: نه.
گفت:تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟
گفتم: نه.
گفت: تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟
گفتم: نه.
گفت: تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تا خوشحالش کنی؟
گفتم: نه.
گفت: اصلا عاشق بوده ای؟
گفتم: نه.
گفت: تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟
گفتم: نه.
گفت: اصلا زندگی کرده ای؟
با درماندگی گفتم: آره...نه...نمی دونم...
همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز.
اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود.
موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد.
او پرسید: میدونی تا کی زنده ای؟
گفتم: نه.
گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی.
چارلز لمبرت
💜❤️💛
Post #357401
21
- ❤ 7
- 😍 3
- 💘 3
- 😘 2
- 🔥 1
- ❤🔥 1
- 💋 1
- 👀 1