عصر بود
کوچه و کافه و انتظار
دو فنجان قهوه ی داغ
و چشمانی عاشق و مست
از شراب شعر
و دست در دستان گرم نگار
فرصت کم بود و
حرف ها بسیار
پس جز بوسیدن
حرفی برای گفتن نماند.....
#منوچهر_کوشکی👌❣
Post #356709
9
- ❤ 7
- 😍 3
- 💘 3
- 😘 2
- 🔥 1
- ❤🔥 1
- 💋 1
- 👀 1