در مجله لنست مقالهای با عنوان "خاموشی های اینترنت در ایران و حق بر سلامت" منتشر شده است. من بخش هایی از آن را اینجا قرار میدهم:
در سالهای اخیر، سلاحیسازیِ قطع یا محدودسازی دسترسیِ دیجیتال (weaponisation of restricting
digital connectivity)،
بهتدریج به امری عادی تبدیل شده. فقط در سال ۲۰۲۴، دولتها ۲۹۶ مورد قطع اینترنت را در ۵۴ کشور اعمال کرده اند که دستکم ۷۲ مورد آن بهطور مستقیم با نقض حقوق بشر در بسترهای درگیری و خشونت مرتبط بوده. این قطعیها اغلب دقیقا در زمانهایی رخ داده که پاسخ اورژانسی پزشکی و هماهنگیهای بشردوستانه، بیشترین اهمیت را داشته و به این ترتیب، خطرات برای سلامت و رفاه غیرنظامیان را بیش از پیش کرده اند.
اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست. بلکه به جز جداییناپذیر تقریبا تمام ابعاد زندگی تبدیل شده. بر اساس حقوق بینالملل، دسترسی به اینترنت با حق آزادی بیان و حق برخورداری از سلامت ارتباط مستقیم دارد. احترام به این حق یعنی خودداری از مسدودسازی دسترسی، حفاظت از این حق مستلزم وجود تضمینهای قانونی علیه قطع اینترنت است و تحقق این حق آن نیازمند فراهمسازی دسترسی همگانی و پایدار است.
نمونهای برجسته از آسیبهای شدید ناشی از استفاده سیاسی از قطع اینترنت، برای ایران است. ایران در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ یک قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. هرچند بخشی از اتصال بعدها بازگردانده شد، اما تا اوایل فوریه ۲۰۲۶ شبکه همچنان بهشدت فیلترشده و با دسترسیهای مقطعی همرا بوده. همزمان، گزارشها از سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای امنیتی حکایت دارند: تبدیل مراکز درمانی به هدف، شلیک گاز اشکآور و ساچمه در محوطه بیمارستانها، ضربوشتم کارکنان سلامت، و حتی ورود به بخشهای فعال درمانی برای بازداشت مجروحان.
آسیب دوگانه قطع اینترنت یعنی قطعی اینترنت هم مانع از انتشار شواهد حملات به بیمارستانها و نقض حقوق بشر میشود و هم جریان دادههای لازم برای هماهنگی پزشکی اورژانسی و پزشکی از راه دور را مسدود میکند.
این سلاحیسازیِ قطع اینترنت، تعهدات بینالمللی ایران را نقض کرده و بهطور مستقیم به سلامت و رفاه مردم آسیب میزند. وقتی مستندسازی سرکوب میشود، راستیآزمایی تلفات تقریبا ناممکن میشود. هرچند برآوردهای معتبر حاکی از آن است که شمار جانباختگان تاکنون به هزاران نفر رسیده است.
اگرچه دولتها اغلب قطع اینترنت را به بهانه امنیت ملی توجیه میکنند، اما قوانین بینالمللی در این مورد واضح است: در طول درگیریهای مسلحانه، محدودیتها باید توسط قانون تجویز شوند، هدف مشروعی را دنبال کنند و ضروری و متناسب باشند. قطعهای سراسری که کل جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهند، این معیارها را برآورده نمیکنند. آسیب نامتناسب به شهروندان، عدم ارائه خدمات اورژانسی و اختلال در کمکهای بشردوستانه را نمیتوان با اصول ضرورت و تناسب که پایههای حقوق بینالملل بشردوستانه را تشکیل میدهند، تطبیق داد.
سازمان جهانی بهداشت و انجمن جهانی پزشکی، باید بهطور علنی قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت را نقض حق بر سلامت اعلام کنند.
بیطرفی پزشکی نیازمند حفاظت فعال است. از جمله پایش مستقل حملات علیه کارکنان سلامت.
برای حفاظت بلندمدت از این حقوق، به تضمینهای حقوقی و نهادی نیاز است. مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر باید قطعنامههای الزامآوری تصویب کنند که سازوکارهای پاسخگویی برای قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت ایجاد کند.
سازمان بهداشت جهانی باید پروتکلهایی تدوین کند که اتصال به اینترنت را به عنوان زیرساخت ضروری سلامت برای ارائه مراقبتها و خدمات اورژانسی و غیر اورژانسی از جمله واکسیناسیون، برنامه های کاهش آسیب، غربالگری سرطان و نظارت بر بیماریهای عفونی به رسمیت بشناسد.
تحقق حق دسترسی به اینترنت مستلزم سرمایهگذاری پیشدستانه در دسترسی مقاوم و تابآور است. جامعه جهانی سلامت باید بهسوی فناوریهای ماهوارهای مستقیم به دستگاه (direct-to-device satellite technologies) حرکت کند که امکان اتصال گوشیهای هوشمند بدون تغییر را فراهم میکنند و میتوانند از زیرساختهای محلی در بسترهای غیردموکراتیک عبور کنند.
شواهد کاملا روشن و بدون تردیدند: قابل پیش بینی است که قطع اینترنت موجب مرگهای قابلپیشگیری میشود، جنایات را پنهان میکند و آسیبهای روانی ماندگار بر جای میگذارد. همانطور که قطع اینترنتِ در حال تداوم در ایران بهوضوح نشان میدهد، دسترسی به اینترنت یکی از عوامل اصلی سلامت و رفاه اجتماعی است
جامعه جهانی سلامت هم چارچوب حقوقی را در اختیار دارد، هم شواهد علمی و هم مسئولیت اخلاقیِ اقدام را. در برابر چنین انزوای هدفمندی در ایران، سکوت موضعی خنثی نیست، بلکه همدستی در آن است.
برای مطالعه کل مقاله میتوانید از فایل پی دی اف زیر استفاده کنید.
Post #7188
8.9K
Telegram Scientometrics
- 👍 41
- ❤ 3
- 😁 3