«کرکرۀ دانشگاه پایین است. لطفاً مزاحم نشوید.»
هر وقت در خانه دعوا بالا میگرفت، پدربزرگم چراغها را خاموش میکرد و میگفت: «وقت خوابه. برید بخوابید. تا فردا همه با هم آشتی میکنید.» بعضی «فرداها» واقعاً همینطور میشد؛ یادمان میرفت چرا دیشب قهر بودیم و انگار نه انگار چیزی اتفاق افتاده، میرفتیم پیِ زندگیمان. اما بعضی «فرداهای دیگر» هیچچیز درست نمیشد. صبح، جلوی آینه، جای چنگ را روی صورتمان میدیدیم و دعوا از نو شروع میشد. درد بعضی زخمها را نمیشود خواباند. نمیشود خاموششان کرد. چون فقط درد نیستند؛ نشانهی حقیاند که ضایع شده و باید پس گرفته شود.
جای بعضی زخمها همواره درد میکند. زخم این روزهای ایران از همان زخمهاست و دانشجو، یکی از زخمخوردهترینها. خاموشکردن چراغ دانشگاه هیچ دعوایی را فیصله نمیدهد؛ فقط اعترافی مضحک است به ناتوانی در دیدن و شنیدن واقعیت اجتماعی. اعترافی به اینکه مسئله را نه حل کردهایم، نه حتی فهمیدهایم. صداها خاموش میشوند، اما از بین نمیروند. فرو خورده میشوند؛ گاهی به خشم بدل میشوند، گاهی به افسردگی، اما همواره پابرجا میمانند. صداهایی که هر از گاهی زبان باز میکنند و پاسخشان یکی است: سرکوب. تهدید. بازداشت.
دانشجو صرفاً یک معترض نیست؛ او حامل معناست. حضورش تهدیدکننده است، نه بهخاطر خشونت، که بهخاطر پرسشگری. پرسشی که نظم موجود را ناگزیر به توضیح میکند. و هر نظمی که مجبور به توضیح شود، ترک برداشته است. تعطیلی دانشگاه، تلاشی است برای گریز از این توضیح؛ تا «چرا»ها بیپاسخ بمانند و «چگونه»ها به حاشیه رانده شوند. اما تاریخ نشان داده که پرسشهای سرکوبشده، دیر یا زود، با بهایی سنگینتر بازمیگردند.
از این منظر، تعطیلی دانشگاه نه نشان اقتدار، که نشانهٔ ضعف است. قدرتی که توان شنیدن ندارد، به خاموشی متوسل میشود. قدرتی که نمیتواند گفتوگو کند، فضا را میبندد. اما دانشگاه، حتی در تعطیلی، کارکرد خود را حفظ میکند: تولید حافظهٔ جمعی. این روزها ثبت میشوند؛ در ذهن دانشجو، در بدن او، در تجربهٔ زیستهاش. و این حافظه، روزی به زبان خواهد آمد؛ زبانی که دیگر تنها دانشجویی نیست، بلکه سراسری و اجتماعی است.
تعطیلی شاید کلاس را متوقف کند، اما آموزش را هرگز. امروز، دانشجو بیش از هر زمان دیگری میآموزد: میآموزد از نسبتِ قدرت و ترس، قانون و اراده، سکوت و خشونت. این آموزش، رسمی نیست، اما عمیق است. دانشگاه را میتوان تعطیل اعلام کرد، اما نمیتوان اثرش را پاک کرد. زخمی که آگاه است، دیرتر التیام مییابد؛ و جامعهای که این زخم را نبیند، محکوم به تکرار آن است.
@anjomane_pezeshki
Post #7139
10.5K
Forwarded from انجمن اسلامى دانشكده پزشكى
- 👏 150
- 👍 32
- ❤ 25
- 👎 18
- 👌 8
- 🔥 5