🦁: پیفون، بین تمام صحنههای این سریال، صحنهی موردعلاقهای داری؟
🌧️: راستش من صحنههای زیادی رو دوست دارم. صحنههای زیادی هستن که برام عزیزن و هر کدوم لحظههایی دارن که تحتتأثیرم قرار دادن؛ هم از نظر شخصیتها و هم از نظر همکاری با اِمی و بانی
🌧️: اما انتخاب فقط یه صحنه واقعاً سخته. از تیم پرسیدم: «نمیتونم چند تا صحنه انتخاب کنم؟ چرا حتماً باید فقط یه صحنه باشه؟» در نهایت این صحنه رو انتخاب کردم
🦁: بیاین ببینیم پیفون کدوم صحنه رو بهعنوان صحنهی موردعلاقهش انتخاب کرده
🎬: (صحنهی پایانی قسمت سوم پخش میشه؛ همونجایی که کی، چان رو دلداری میده و بهش میگه که همیشه دوستش خواهد داشت)
🦁: وااای
🦁: اشکها دقیقاً سر وقت جاری شدن
🌧️: همین الان که داشتم این صحنه رو میدیدم، نزدیک بود گریهم بگیره
🦁: پیفون نزدیک بود گریه کنه! 😆
🦁: خب، بعد از دیدن این صحنه... بانی، باورم نمیشه!
🐰: بله؟
🦁: انگار دلت میخواد این صحنه رو جلوی همه دوباره بازی کنی!
🐰: کی همچین چیزی از قیافهم معلوم بود؟!
🦁: از صورتت فهمیدم انگار میخوای دوباره این صحنه رو با پیمی بازی کنی. دیالوگها یادت هست؟ شماها دوست دارین ببینین؟
🗣️: آره!
🦁: فقط یه کم، فقط یه کم! کارگردان هم اینجاست!
🦊🐰: اووووویییی!
🦊: هی، یعنی مثل فیلم زنده؟! 😆
🗣️: ⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
🦁: هییییی!!!!!
🐰🌧️: ‼️
🦁: اِمی، آروم باش! اون دفعه هم که گفتی «مونشَدو»! (همون سوتی معروفش😂)
🦊: (اصلاً متوجه منظور دوپهلو و معنای دیگهی حرفی که زده نیست)
🦁: اشکالی نداره. واقعاً میشه فهمید که این یه برنامهی زندهست!
🌧️: ذهن شما خیلی منحرفه!
🦁: چی؟!
🌧️: ذهن شما منحرفه!
🦁: فقط من نیستم. همهی آدمهای اینجا ذهنشون منحرفه!
🦁: دیالوگ قبلی یادتونه؟
🐰: الان کلاً یادم رفت! دیالوگش چی بود، پیفون؟
🌧️: منم یادم رفت! 😆
🦁: یه چیزی بود مثل «من...»
🐰: پیلئو، شما میتونین با پیفون اجراش کنین!
🦁: میخوای اول من با پیفون اجراش کنم؟ چی بود؟ «حتی اگه تو هنوز دوستم نداشته باشی، من دوستت خواهم داشت»؟
🐰: چی بود؟ «تمام شب بغلت میکنم»! فقط همین یادمه
🦁: فقط میخوای بغل کنی، آره؟ 😂
🦊: «تا اون رو فراموش کنی»؟
🌧️: (خارج از میکروفن، صحنه رو براشون توضیح میده)
🐰: اون صحنه بود؟
🌧️🦊🐰: (خارج از میکروفن دربارهی صحنه صحبت میکنن)
🐰: آهااا، این جمله توی همین صحنه هم بود!
🦁: از این صحنه کدوم دیالوگ رو بیشتر دوست داشتی؟ هر چی یادت میاد بگو، کافیه
🐰: «کاری میکنم فراموشش کنی. از این به بعد، تنها کسی که میتونی به یاد بیاری، منم.» (دست اِمی رو میگیره و روی سینهش میذاره)
🌧️: (اونقدر محکم آه میکشه که صدای آهش از خارج میکروفن هم شنیده میشه؛ چون این دوتا حسابی دارن عاشقانه رفتار میکنن 😂)
🐰: پیفون همین الان اینطوری کرد... (یه آه عمیق میکشه)
🦊: آه کشید!
🦁: چرا حس و حال درونت مثل وقتی که توی سریال بود، نیست؟! این دیگه خودِ بانی نیست؟!
🐰: خودِ بانیم!
🦊: اون دیگه نونگ کی رو رها کرده!
🐰: من دیگه نونگ کی رو رها کردم!
Post #2279
16
Thai GL | Events Video
- ❤ 5
- 😍 2
- ❤🔥 1
- 🥰 1
- 💘 1