💢 ماجرای بازار تهران چیست؟
🔸اشتباه این است که نقطه آغاز تحلیل را اتفاقات بازار قرار دهیم. این در حالی است که این ماجرا، انتهای زنجیره اتفاقات است و اگر رخ ندهد باید شک کرد به ماهیت اتفاقهایی که پدید آمده است. سرمایهداری رانتی، دهههاست تلاش کرده است چنبره خود بر منابع رانتپذیر اقتصاد ایران را توسعه دهد.
🔹این فعالیت، پس از انقلاب و از دهه ۱۳۷۰ با تصاحب رانتهای انرژی آغاز شد و در دهه ۷۰ با در اختیار گرفتن رانتهای پولی به اوج خود رسید. تصاحب رانت انرژی البته از زمانی شروع شد که مفهوم شرکت در حوزه نفت پدیدار شد (که موضوع نوشتار دیگری خواهد بود). اما تصاحب رانت پولی در دهه ۸۰ و با شکلگیری بانک خصوصی آغاز شد و در دهه ۹۰ نیز تشدید یافت.
🔸آنچه زادگاهش دهه ۹۰ است، تصاحب رانت ارزی توسط شرکتهای صادراتی است که آن زمان دیگر دولتی نیستند. خود را از دست مالکیت و حتی نظارت دولت رهاندهاند و آمادهاند برای سودآوری حداکثری. این امکان را بازار سرمایه و بازار ارز رها در اختیارشان گذاشت. از آن زمان دیگر، دولت در اقتصاد ایران کشته شده است و تصمیم، در جایی میانه تجارت رانتی گرفته میشود. دست و پا زدن ها و مقاومتهای مردم هم نهایتا در بزنگاه انتخاباتها، تنها به گرفتن امتیاز یک یارانه حداقلی غیرفراگیر منجر میشود. اما زنجیره تصاحب، اکنون تقریبا کامل شده است.
🔹با تکمیل زنجیره تصاحب، سرمایهداری تصمیم گرفته است بازوهای خود را در حوزههای انرژی، پول و ارز به یکباره بهکارگیرد. گرانسازی انرژی، قطع تسهیلات ازدواج و اشتغال و هرگونه تسهیلات عمومی و همچنین گرانسازی بیمحابای ارزی، نتیجه بهکارگیری همزمان بازوهای تصاحب است.
🔸از این روست که طبیعی است که قدرتهای باقیمانده در بازار مردم، واکنشهایی از جنس مقاومت از خود بروز دهند. مقاومتی که با نااگاهی حکمرانی و خودکشی نهاد دولت، هر روز شکستهتر شده است. آنچه امروز در کف بازار میبینیم، در وهله اول، فریاد تتمه مقاومت مردم است در برابر مکانیسم تصاحب. که اگر این مقاومت نباشد، سرمایهداری با راحتی بیشتری، اهالی بازار تهران را کارگر سرای فلانی میکند. این مقاومت، مقاومت خرده مالکان است برای کارگر نشدن. که اگر هیاهوی ارزی را مراقبت نکنند، اجناسشان و اموالشان دل بازار به یغمای ارز میرود و فردا روز، حاجی میشود سرایدار سرای بهمانی.
پس طبیعی است که حاجی کرکره حجرهاش را پایین بدهد تا متاعش به تاراج ارز خواران نرود. و طبیعی تر این است که دشمن منتظر این ماجرا باشد تا ماهی بگیرد از آب گلآلود.
🔸نتیجه چه خواهد شد؟
دو نتیجه بیشتر متصور نیست:
۱- حکمرانی، همین اندک جان باقیماندهاش را خرج بقای نظم ضدسرمایهداری بازار تهران کند و با جلوگیری از مکانیسمهای تصاحب، حاجی را به مغازهاش برگرداند. که این ممکن نیست مگر با پاگذاشتن ارز در مسیر کاهشی جدی، بازکردن نظام تسهیلات به روی مردم و تمام کردن بازی کوفتی هدفمندی یارانه انرژی!
۲- قرار گرفتن حکمرانی در کنار سرمایه داری رانتی و شکستن همین حداقل مقاومت ساختاری بازاریها در برابر ظلم بزرگ سرمایهداری. که نتیجهاش میشود فتح سنگری دیگر از جبهه مقاومت اقتصادی توسط سرمایهسالاران. که البته این مسیر اخیر، مخاطرات امنیتی فراوانی را با خود خواهد داشت. که در دهه ۷۰ و ۹۰، بارها تجربه کردهایم.
🔹پیشنهاد طبعا انتخاب اول است. اما فعلا که حکمرانی اقتصادی، دومی را هدفگذاری کرده است. امیدوارم از خر شیطان پیاده شود حکمرانی اقتصادی ما.
✍🏻 دانشجو نوشت
➖➖➖➖
🆔 @sansorsokout | سانسور سکوت
Post #85
166
- ❤ 10
- 👍 3