مادر رضاشاه اسمش نوش افرینه
وقتی رضاشاه به دنیا میاد پدرش ، عباسعلی ، تهرانه و نوش افرین توی شمال زندگی میکنه
نوش افرین بعد ی مدت دووم نمیاره و وقتی رضاشاه ۴۰ روزشه راه میوفته بره تهران پیش شوهرش
وقتی که میرفته زمستونه و هوا خیلی سرد بوده ، زمانی ک ی جایی میرسن که توقف کنن نوش افرین رضاشاه رو از زیر چادرش میاره بیرون و میفهمه بچه یخ زده مرده ، صاحب اونجا میگه بده بچتو به من جلوی بخاری میزارم گرم شه تو راه بیوفت ادامه راهتو ب تهران برو خودم خاکش میکنم
نوش افرینم فردا صبحش راه میوفته بره تهران ولی وسطای راه دلش نمیاد و میگه من میخوام برگردم پیش بچم بردارم ببرمش همون تهران خاکش کنم
وقتی برمیگرده و اون طرف که رضاشاه رو نگه داشته بود بچه رو میده به نوش افرین و دیگه بچه گرم شده بوده ، صاحب اونجا میگه حالا بزار قبل خاک کردن یکم بچه رو ماساژ بدم شاید معجزه ای شد
که بعد یکم ماساژ دادن دیدن بچه یکهو گریه میکنه و نفس میکشه و خلاصه رضاشاه زنده میشه
Post #64690
23