نشستهام به دستهایم نگاه میکنم
به سرگشتگیِ رگهای آبیام؛
که تا دیشب از باورِ عشق گرم بود
و اینک از دهشتِ خیانت، منجمد.
به خطوطِ گیجِ کف دستهایم؛
و میاندیشم چرا این دستها خوبی دادند و بدی گرفتند..
✍به وقتِ ناباوری
Post #2557
171
پن پنجرهای رو به ساکورا @sakuraaa_m · 1.46K subscribers