قطعنامه ۵۹۸ تجربهای شبیه تفاهمنامه
در هفته دفاع مقدس خوب باید یادآوری شود در قطعنامه ۵۹۸ نیز سر ایران کلاه رفت.
ایران از سالهای ابتدای جنگ، چند شرط مطرح کرده بود از جمله دریافت غرامت و مشخص شدن متجاوز.
قطعنامه ۵۹۸ در تیر ۶۶ در شورای امنیت ذیل مواد ۳۹ و ۴۰ منشور صادر شد و عراق دو روز بعد پذیرفت اما ایران تا یک سال آن را نمیپذیرفت. ایران معتقد بود اول باید متجاوز مشخص شود تا بعد قطعنامه را بپذیرد.
در نهایت یک سال بعد، امام خمینی برخلاف تمایلشان و اصرار دولتمردان به ویژه هاشمی رفسنجانی و موافقت نیروهای نظامی، قطعنامه را پذیرفتند و از آن تعبیر نوشیدن جام زهر کردند. رفتار امام خمینی شبیه رفتار رهبر معظم انقلاب و استفاده از لفظ «علی الاصول» در موضوع تفاهمنامه بود.
نه تنها با پذیرش قطعنامه، تهدید عراق علیه ایران پایان نیافت بلکه عراق حملات نظامی انجام داد و ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران در اشغال عراق مانده بود.
صدام اعلام کرد پذیرش قطعنامه توسط عراق به معنی پذیرش آتشبس نیست و تا زمانی ایران اروندرود را به عراق واگذار نکند آتشبس برقرار نخواهد شد.
دو سال بعد، عراق به فکر حمله به کویت بود و تصمیم گرفت منازعات خود با ایران را کاهش دهد و اراضی اشغالی را تحویل دهد. شورای امنیت سازمان ملل نیز پس از حمله صدام به کویت و شکست صدام، عراق را به عنوان متجاوز اعلام کرد ولی هیچگاه ایران نتوانست از عراق غرامت بگیرد زیرا موضوع غرامت در قطعنامه ۵۹۸ ذکر نشده بود و نیاز به یک قطعنامه جدید داشت.
اگر عراق به کویت حمله نکرده بود، نه عراق به عنوان متجاوز شناخته شده بود و ایران مجبور بود دوباره وارد جنگ با عراق شد تا اراضی اشغالی را پس بگیرد.
نکته تأسف بار این است دیپلماتهای ایرانی از تجارب گذشته درس نمیگیرند و اشتباهات مشابه به صورت مداوم انجام میدهند. قرارداد الجزایر، قطعنامه ۵۹۸، مذاکرات هستهای سالهای ۸۲ تا ۸۴، برجام، مذاکرات احیای برجام، آتشبس جنگ رمضان و تفاهمنامه پایان جنگ همگی نتایج مشابه همچون «بدعهدی دشمن»، «معامله نامتوازن و دادن امتیاز نقد در برابر وعده نسیه» و «افزایش تهدید علیه کشور» داشتند و باز هم اصرار بر تکرار آن دارند.
@saeedfathisarani
Post #222
913