تکرار اشتباه بزرگ ایران پس از طوفان الاقصی در لبنان و یمن/ انفعال در برابر رفتار روحانی و ظریف در نجات رژیم و آمریکا
۱. استراتژی تقسیم جنگ به این شکل «حزبالله به تنهایی با رژیم»، «انصارالله به تنهایی با عربستان» و «ایران با آمریکا» بزرگترین اشتباه ایران است. این استراتژی منتهی میشود که ایران در آینده نزدیک به تنهایی با آمریکا، اسراییل و کشورهای عربی بجنگد.
احتمالا نه رژیم توان خلع سلاح حزبالله را دارد و نه عربستان و امارات توان سرنگونی دولت انقلابی یمن، اما میتوانند فشار اجتماعی را به حدی برسانند که حزبالله و انصارالله نتوانند وارد جنگ برای حمایت از ایران شوند.
۲. عملیات طوفان الاقصی فرصتی گرانبها مهیا کرد که ایران میتوانست نظم جدیدی بر منطقه نهادینه کند که این فرصت به راحتی از دست رفت.
با آن عملیات، اسرائیل در ضعیفترین حالت خود قرار گرفته بود و با حمله مستقیم ایران به اسراییل و حمایت از حماس، حداقل میشد دستاوردهای عملیات را تثبیت کرد و امتیازاتی از رژیم همچون رفع محاصره غزه گرفت.
وقتی مطالبه حمایت نظامی از فلسطین بلند شد ظریف وارد میدان شد و عبارت «ما به جای فلسطینیها نمیتوانیم بجنگیم» را بیان کرد و رسانههای جریان غربگرا به ترویج این گزاره ضد منافع ملی پرداختند.
حمله رژیم به سفارت ایران در دمشق، فضای اجتماعی برای ورود ایران به جنگ را مهیا کرد ولی این فرصت نیز از دست رفت.
۳. رژیم صهیونیستی با پیش بردن راهبرد جنگی خود، آنچنان هزینه عملیات طوفان الاقصی را بالا برد که حماس جرأت نکند تهدیدی علیه رژیم انجام دهد.
اگر ایران واکنش مناسب پس از عملیات داشت اولاً جنگهای دوازده روزه و چهل روزه اتفاق نمیافتاد، سید حسن نصرالله شهید نمیشد و حزبالله لبنان بسیار قویتر از وضعیت فعلی بود. ثانیا نظم جدیدی مبتنی بر وحدت ساحات حاکم میشد که ایران اجازه تهدید شرکای خود را نمیداد.
۴. اشتباهی که در طوفان الاقصی صورت پذیرفت در چهار ماه گذشته برای لبنان نیز تکرار شد. خلع سلاح حزبالله هدف حداکثری رژیم است ولی تبدیل جنوب لبنان «به خصوص مناطق شیعهنشین» به غزه و حزبالله به حماس هدف حداقلی رژیم است. آنچنان فشار اجتماعی بر شیعیان لبنان زیاد شود که جامعه شیعیان لبنان به حزبالله فشار وارد کنند چرا باید به جنگ برای حمایت از ایران وارد شود.
همین نقشه توسط عربستان و آمریکا در یمن نیز در حال تکرار است.
هر حالت توقف جنگی که وضعیت لبنان و یمن بدتر از وضعیت آنان قبل از جنگ رمضان باشد به فشار اجتماعی بر حزبالله و انصارالله تبدیل خواهد شد.
۵. پس از سه سال مشخص شد آیا استراتژی حمایت غیرمستقیم ایران توانست جنگ را از ایران دور کند؟
در آن زمان روحانی و ظریف و رسانههای غربگرا مثل امروز با شعار «نه به جنگ» به نجات رژیم پس از عملیات طوفان الاقصی کمک کردند همانگونه امروز به حمایت از آمریکا با همین شعار پرداختند.
تجربه سه سال گذشته نشان داده است این جریان فشار اجتماعی را بر تصمیمگیران افزایش میدهند تا دشمن آمریکایی و صهیونیستی بتوانند زمان لازم برای طراحی جنگی خود را به دست آورند.
جواد ظریف در آبان ۱۴۰۲ «یک ماه پس از طوفان الاقصی» گفته بود: «علت بیان این هشدارها تلاش بیوقفه طیفی برای وارد کردن ایران به جنگ است. ازجمله نوشتن نامه به رهبری و تحلیلهای آنچنانی؛ بهرغم سخنان رهبری.»
بازخوانی این عبارت سایت غربگرای انتخاب در همان مقطع برای حمله به سعید جلیلی عبرتآموز است: «محمد جواد ظریف از تلاش پنهان یک جریان تندروی داخلی با نشانههایی از یک تدارک هدفمند سیاسی سخن به میان آورده است؛ جریانی که جنگ غزه را به بهانه ای برای ورود ایران به یک جنگ نظامی تمام عیار درمنطقه تبدیل و تحرکات خود را از نامه نگاری های مخفیانه با بالاترین سطوح حاکمیتی آغاز کرده است.»
همین رفتار از سوی این افراد و جریان سیاسی پس از جنگ دوازده روزه در سال گذشته نیز روی داد که نتیجه آن کودتای دی ماه و جنگ رمضان شد.
اینکه دستگاههای امنیتی و قضایی چشم خود را روی عملکرد ضد منافع ملی این گروه بسته است جای تأسف دارد.
۶. قدرت منطقهای ایران به مراتب از قدرت موشکی در نبرد با آمریکا و رژیم صهیونسیتی مهمتر است، نباید گذاشت به راحتی این قدرت تضعیف شود.
یکی از خسارتهای غیرقابل جبران آتشبس در فروردین ماه و تفاهمنامه در مردادماه، تضعیف قدرت منطقهای ایران بود.
@saeedfathisarani
Post #209
362