📣 فقدان نگاه استراتژیک در مذاکرات اسلامآباد!
مذاکره با آمریکا به عادت سیاسی تبدیل شده است.
🔸مطابق اظهارات رسمی، ریاست محترم جمهور از روز پنجم جنگ به دنبال کنترل جنگ بود اما به مرور با فشار مردم و نظامیان به سمت جنگ میانمدت حرکت و از اواسط جنگ رد و بدل پیامها را برای زمینه مذاکرات فراهم نمود. از نگاه دکتر پزشکیان، جنگ مقدمهای برای رسیدن به صلح و راه مشترک با آمریکا است. او به دنبال توازن روابط با آمریکا، روسیه و چین و مدیریت تنش با آمریکا حتی پس از جنگ است. در واقع استراتژی دولت "جنگ برای رسیدن به صلح، توازن و همکاری" بود.
🔹دکتر قالیباف و مشاورین او(غریبآبادی، مجید شاکری و...) نیز در سالهای اخیر از مذاکره با آمریکا استقبال نموده و نقدهای آنان بیشتر به تیم مذاکره کننده بوده است. از نگاه آنان معامله قبلی با آمریکا تمام شده و باید معامله جدیدی با مختصّات جدید به آمریکا عرضه شود و همین وابستگی آمریکا به این منافع و نیز پافشاری بر حقوق اساسی ایران، میتواند مذاکرات را به ثمر برساند.
🔸در این بین، آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر جدید انقلاب، همانند سلف صالح خویش فرصت کافی جهت تبیین شرافتمندانه نبودن مذاکرات پیدا نکردند و این خلأ تبیین حضوری، فرصت خوبی را فراهم آورد تا برخی مسئولین سیاسی کشور مذاکرات اسلامآباد را دقیقا مانند خط رسانهای سابق خود در برجام، قرارداد الجزایر، مذاکرات سعدآباد، قطعنامه ۵۹۸ و... با هماهنگی کامل مقام معظم رهبری قلمداد نمایند.
🔹کنش رهبر سوم انقلاب اسلامی بسیار نزدیک به پیام رهبر شهید به ادّعای حسن روحانی در مکتوب خویش مبنی بر پیروزی ایران در برجام به امام شهید بود: "مطابق آنچه مرقوم فرمودهاید..." و در طی زمان علل مخالفت خویش با برجام و اصل مذاکره با آمریکا را تبیین فرمودند. آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز همین سبک را پیش گرفتند: "اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد. مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است" و با تأكيد بر حضور مردم در میادین برای تاثیر بر مذاکره در واقع فشار بر مذاکرات را حفظ نمودند. جملات ایشان نشان میدهد مذاکرات طراحی ایشان نبوده بلکه آن را طرح مسئولین میدانند که برای موفقیت آنان از سلاح مردم و دعا بهره میبرند. چرا که مطابق قانون اساسی و رویه رهبران قبلی انقلاب، معمولا تیم مذاکره کنندهای یا طرح مستقلی از طرف رهبری پیگیری نمیشود و دولتها مطابق اختیارات خویش استراتژی مذاکرات را با وزارت خارجه و شعام پیش میبرند چرا که قانون اساسی نیز این مأموریت را مخصوص رهبری و به عهده ایشان قرار نداده است.
🔸استراتژی مردم و نیروهای مسلّح در جنگ اخیر "تضعیف توان رزم دشمن و گرفتن امتیاز در میانه جنگ" از طرف آمریکایی در منطقه(اخذ غرامت، برچیده شدن پایگاهها و...) و تضعیف توان جنگیدن رژیم صهیونیستی(اعم از تابآوری مردم، سیاسی و نظامی) جهت بازگرداندن بازدارندگی از دست رفته در برابر حملات آنان تا اخذ غرامت و تحمیل شروط ایران در میدان بود. این استراتژی اما با استراتژی "جنگ برای صلح، توازن و همکاری" دولت و وزارت خارجه فاصله داشت و تنها در مسیر ۴۰ روزه توانستد به یک وفاق دست یابد چرا که راهبرد دولت برای خاتمه جنگ نیز نیاز به مقدماتی از جمله تثبیت قدرت میدانی تا سطح رسیدن به چانهزنی داشت که در ۴۰ روز محقق شد؛ بنابراین ادامه جنگ برای تضعیف یا نابودی بخش منطقهای توان رزمی دشمن توجیه نداشت؛ امری که از اظهارات یوسف پزشکیان(فرزند و مشاور غیررسمی رئیس جمهور) در پاسخ به منتقدین سخنان رئیس جمهور میتوانست درک گردد. او اشاره کرد مگر قرار است آمریکا و اسرائیل را نابود کنیم که به رئیس جمهور در مورد اظهاراتش خاتمه جنگ انتقاد میکنید؟
🔹بنابراین دولت آمریکا با زیرکی سیاسی از بنبست جنگ خارج شده و مذاکرات را به بنبست رسانید تا دو طرف به جمع صفر سیاسی برسند. به نظر میرسد در ادامه آمریکا با ادامه جنگ در لبنان و سایر جبههها به دنبال کماثر نمودن ابزارهای دیگر ایران مانند تنگه هرمز و...حرکت خواهد کرد.
🔸به نظر میرسد نگاه قاطبه مسئولین کنونی هنوز از مدار ترس و احترام به آمریکا میگذرد. خواستن رفع تحریمها و پذیرش حق غنیسازی برای چندمین بار در شروط ایران نشان از نادیده گرفتن قدرت ملّی و پذیرش هژمونی و حتی استمرار مداخله آمریکا در امور کشور است. قدرتی که در جنگ نظامی زمینگیر و شکست راهبردی داشته است اما در ذهن دیپلماتیک ایران آمریکا هنوز مرجع اعطاء و سلب حق انگاشته میشود.
✍ محمد بهمنآبادی
💢اندیشکده سبا در تلگرام:
https://t.me/Sabaacenter
Post #252
126