بخوان ز عشق، اگر هر فِسانه ای بلدی
به گرد پای "خدیجه" نمی رسد احدی
نخست مُسلمه ، هم پا و همدل و همراه
بخوان به نام خدایت دوباره، بسم الله
بخوان،بخوان که محمّد غمِ حرا دارد
بخوان، که لشگر غم چیست تا تو را دارد
خدا سپرده دلت سهم مصطفی باشد
پناهِ فاطمه اش ،چادرِ شما باشد
گذاشت در دلِ پاکِ تو مهرِ احمد را
که روشنا بکنی خانه ی محمّد را
به دستِ کوچکِ زهرا بده دو دستت را
به پای عشق، فدا کن تمامِ هستت را
به صدقِ قولِ نبی : فضلِ او بود علنی
" خدا نداده مرا بهتر از خدیجه زنی "
نهالِ کوچکِ دین تازه گر تناور شد
به سکّه های خدیجه ، به سیفِ حیدر شد
صدیقه ، طاهره ،خیرالنّسا : بِنامی تو
به پایمردی و مردانگی : تمامی تو
به جز خدیجه که امّ الائمه خواهد بود
تمامِ ثروتِ او "عشقِ او" به احمد بود
دوباره شعرِ مرا از دلِ دوام الحزن
کشانده صیحه ی تاریخ سوی عام الحزن
به خانه ی نبوی غصه میدهد جولان
چه شد به شعب تو را که رسیده ای به خزان
اشارتی نکنم روضه ها پر از دردند
چه ها که بر سر زهرای تو نیاوردند
تو لا اقل کفنی از عبای او داری
نشانه ای و مزاری به جستجو داری
....
مگر که "اشک" کند در ختامِ روضه مدد
ادامه ی سخنم سوی کربلا نرود
#معصومه_صاحبی
#حضرت_خدیجه س
@saa_mim
Post #132
179
- ❤ 5