جامهای کو نشود غَرقه به خون بهرِ وطن
بِدَر آن جامه که ننگِ تن و کم از کفن است
⚫ یک ماه از خونینترین روزهای تاریخ معاصر ایران میگذرد. در این مدت، ستمی که بر جامعهمان روا داشته شده از همه نظر بیسابقه بوده است و زخمی عمیق بر پیکر میهن رنجدیدهمان بر جای گذاشته است. سخن از این فاجعهی بزرگ بینهایت دشوار است، چراکه هر واژهای که برای توصیف آن بهکار رود، در معرض این خطر است که عمق این فاجعه را کمتر از آنچه هست جلوه دهد. با این حال، دربرابر این بیداد بیکران، هرگز نمیتوان و نباید سکوت کرد و این خشونت عریان را از یاد برد که «سکوت به خودی خود گونهای مداخله است. سکوت میدان را به بدترین بازیگران واگذار میکند.»
⚫ از همان روزهای اول، سیاست آنها این بود که خیل معترضان را نبینند و جمعیتشان را اندک جلوه دهند یا مطالباتشان را بهشیوهی دلخواه خودشان تفسیر کنند. لیکن وقتی رویدادهای عظیم هجدهم و نوزدهم دیماه رخ داد، آنان دریافتند که بهجای نادیده گرفتن این رخداد، باید پاسخی بدان بدهند؛ پاسخی که هیچ وجدان بیداری دربارهی ماهیت آن تردیدی ندارد. این پاسخ خونین، در نفس خود از جنس همان اختناق آشنا بود، اما شدت و گستردگی آن از همهنظر بیسابقه و باورنکردنی بود. بهراستی که خیابانهای ایران هرگز به یاد ندارند که اینچنین رود خون در آنها جاری شود. این فاجعهی انسانی چنان آسیبی به مردممان زد و چنان آنان غرق در اندوه نمود که شاید گذر سالیان دراز هم نتواند مرهمی بر آن بگذارد. ایران امروز سراسر عزادار است.
⚫ شرایط کنونی کشور نهتنها مطلقاً عادی نیست، بلکه اوضاع از هر زمان دیگر بحرانیتر شده است. همهی مشکلاتی که از پیش از این فاجعه وجود داشتهاند، بهنسبت ماه گذشته از همه نظر بدتر شدهاند و مطابق عادت مألوف دهههای گذشته، هیچ اقدام معناداری در جهت بهبود شرایط انجام نشده و نمیشود. این ساختار بارها و بارها ثابت کرده که ابداً میلی به حل مشکلات ندارد و تنها به شعاردرمانی و تولید دروغ برای تبلیغات مسموم و نخنما بسنده میکند. آنان که مردممان را کشتند و تمام مشکلاتشان را روزبهروز تشدید میکنند، حتی در تولید پروپاگاندا و دروغ کارنامهی ضعیف و ننگینی دارند؛ مانند نازیها میکشند اما حتی یکدهم گوبلز هم در دروغگویی مهارت ندارند!
⚫ آنان کشورمان را به خاک و خون کشیدهاند، منابعمان را غارت کردهاند، وقیحانه دروغ گفتهاند و شعارهای توخالی به مردممان تحویل دادهاند، همهی مملکت را فدای مشتی خزعبلات و اوهام کردهاند و بحرانهای پرشمار و عدیدهای را برای آیندگانمان به یادگار گذاشتهاند. اینها افرادی شناختهشدهاند؛ جامعهی ایران سالهاست که با آنها اتمامحجت کرده چنانکه برای خودشان هم کاملاً مشخص و معلوم است، گرچه در ظاهر هرگز صلاح نمیبینند از دروغ کوتاه بیایند و به این حقیقت مطلقاً بدیهی اقرار کنند. هر روز که میگذرد، این جماعت هزارانبار بر زخم مردم نمک میپاشند، به دردهایشان میخندند و هر زمان که نیاز بدانند به همان چماق خوب قدیمی پناه میبرند؛ گرچه معلوم نیست چماقی که از خون مردم بیگناه تماماً سرخ شده است چند بار دیگر قابلاستفاده باشد.
⚫ سخن را کوتاه باید کرد. مردم حقیقت را بهتمامی میدانند و آن اشخاصی که هنوز «تردید» دارند، تصمیم گرفتهاند تا ابد در تردیدهایشان بمانند، بلکه در همان وضع بپوسند. مردم حقیقت را میدانند، نه به این دلیل که «رسانه»ای این حقیقت را برایشان افشا کرده، بلکه به این علت که خودشان بخشی از آن حقیقت بودهاند. مردم به چشم خود دیدهاند که واقعیت چه بوده است، چراکه حقیقتِ فاجعۀ اخیر تمام زندگیِ روزمرهی ایشان است. مردم با حقیقت زندگی میکنند و هیچ گریزی از آن ندارند، بنابراین بحث دربارهی این مسئله اساساً بیمعناست. رنجی که در این مدت بر ملت ایران تحمیل شده است هرگز از یادها نخواهد رفت و آنان که برای تطهیر این جنایت کوشیدهاند، هرگز گریزگاهی برای خود نخواهند یافت. حقیقت معلوم است و این حقیقت سرانجام خود را بر اوهام قدرتمندان تحمیل خواهد کرد.
پاینده ایران
🆔 @Rouyesh_IUST
Post #1553
1.01K