از شوک هزینه تا فرصت پوستاندازی
صنعت نساجی ایران در آستانه یک جراحی بزرگ اقتصادی قرار گرفته است. حذف ارز ترجیحی، اگرچه در نگاه اول همچون شوکی سهمگین بر پیکره این صنعت دیرپا به نظر میرسد، اما واکاوی دقیق آن نشان میدهد که این تصمیم تیغی دو لبه است؛ لبهای که میتواند تولید را زخمی کند و لبهای دیگر که شاید عفونتهای مزمن این صنعت را درمان نماید.
سونامی هزینهها و بحران نقدینگی
اولین و ملموسترین پیامد حذف ارز ترجیحی، انفجار در هزینههای تولید است. صنعت نساجی به شدت به واردات وابسته است؛ از الیاف خاص و مواد رنگزا گرفته تا قطعات یدکی دستگاهها. با محاسبه قیمتها بر اساس نرخ بازار آزاد یا نیمایی، هزینه تامین این اقلام جهشی چند برابری خواهد داشت. حتی مواد اولیه داخلی نیز از این موج در امان نیستند؛ چرا که قیمت پایه محصولات پتروشیمی (مانند گرانولهای پلیپروپیلن و پلیاستر) در ایران، تابعی از نرخ جهانی و نرخ ارز است.پایان عصر رانت و مسمومیت فضای رقابت
این افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه و هزینههای سرسامآور تعمیر و نگهداری ماشینآلات (که قطعات آن ارزی است)، کارخانجات را با یک بحران نقدینگی جدی مواجه میکند. تولیدکنندهای که تا دیروز با سرمایه در گردش مشخصی ۱۰۰ تن پنبه وارد میکرد، امروز برای همان حجم تولید نیاز به نقدینگی چند برابری دارد.این کمبود نقدینگی میتواند چرخهای تولید را از حرکت باز دارد.
اما این سکه روی دیگری هم دارد. سالهاست که ارز ترجیحی و چندنرخی بودن ارز، فضای رقابت در صنعت نساجی را مسموم کرده است. در اوج دوران تحریم، بسیاری از تولیدکنندهنماها یا نورچشمیها با دسترسی به رانت ارزی، بهترین ماشینآلات اروپایی و مواد اولیه باکیفیت را با هزینهای ناچیز وارد کردند. این در حالی بود که تولیدکنندگان واقعی و مستقل مجبور بودند با ارز آزاد و دستگاههای قدیمی دست و پنجه نرم کنند.
آن ارزهای ارزانقیمت، نه تنها کمکی به کاهش قیمت نهایی برای مصرفکننده نکرد، بلکه باعث ایجاد شکاف عمیق طبقاتی بین کارخانجات و حذف ناعادلانه رقبای سالم شد. حذف ارز ترجیحی، اگرچه دردناک است، اما به معنای پایان این رانت عظیم و شفافسازی فضای رقابت است. حالا همه در یک زمین بازی میکنند و بهرهوری جایگزین لابیگری میشود.
استراتژی بقا: صادرات، تعرفه و تغییر سبد محصول
حال سوال اینجاست: چگونه میتوان از این بحران عبور کرد؟ با توجه به افزایش قیمت ارز، فروش در بازار داخلی که قدرت خرید مردم در آن کاهش یافته (و بازار شب عید راکدی را تجربه میکند)، دیگر استراتژی مطمئنی نیست. راه نجات، تغییر رویکرد به سمت صادرات است. افزایش نرخ ارز، درآمد حاصل از صادرات کالای ایرانی را در بازارهای منطقه و جهانی بالا میبرد. اما این امر تنها با یک شرط محقق میشود: دولت باید همگام با حذف یارانه ارزی تولیدکننده، دیوار تعرفههای گمرکی بر پوشاک وارداتی (و مبارزه با قاچاق) را بلندتر کند تا تولید داخلی در دوران گذار، زیر پای واردات ارزانقیمت له نشود.نتیجهگیری
از سوی دیگر، کارخانجات باید هوشمندی به خرج دهند. در شرایط بد اقتصادی، رفتار مصرفکننده تغییر میکند. تولید کالاهای ساده و ارزانقیمت (مثل جوراب ساده که با فشارهای معیشتی از خریدش صرف نظر میشود) وارد جنگ قیمتی میشود که برنده ندارد. استراتژی صحیح، حرکت به سمت محصولاتی است که در چنین بازاری تابآوری بیشتری دارند. محصولاتی مانند جورابهای فانتزی، پیراهنهای طرحدار باکیفیت و اکسسوریهای خاص(که مردم از روی علاقه و تنوع میخرند نه برای مصرف یا نمیتوانند در شرایط بد معیشتی از آن صرف نظر کنند). تجربه جهانی نشان داده در دوران رکود، مردم شاید توان خرید خانه یا خودرو را نداشته باشند، اما تمایل دارند با خرید کالاهای کوچک اما لوکس و خاص (مثل یک جفت جوراب فانتزی شیک) به خود پاداش دهند.
حذف ارز ترجیحی تهدیدی است که اگر با مطالبهگری صنفی برای افزایش تعرفه واردات، تمرکز بر بازارهای صادراتی و تولید محصولات خاص همراه شود، میتواند صنعت نساجی را از یک بازار داخلی راکد و رانتی، به سمت بازارهای جهانی و درآمدهای ارزی پایدار هدایت کند. این گذار سخت خواهد بود، اما برای صنعتی که میخواهد زنده بماند و رشد کند، اجتنابناپذیر است.
گروه علمی فرهنگی رویش🍃
بله | تلگرام