ִֶָ࣪ ⋆ music & films ⋆ ࣪ ִֶָ
Twilight saga : new moon
⋆ ·🪨 بلا بعد از جدایی پدر و مادرش هرسال تابستون رو پیش پدرش توی شهر فورکس میگذروند اما به دلایلی چندین سال بود که به اون شهر نرفته بود و پدرش رو ندیده بود، یکسال مادر بلا تصمیم گرفت که بلا رو برای چند وقت بفرسته پیش پدرش، هنوز مدرسه تموم نشده بود بخاطر همین بلا مجبور شد که برای مدتی که توی فورکس هستش، مدرسه هم بره.. بلا توی مدرسه با پسری به اسم ادوارد آشنا شد و بلا و ادوارد هردو عاشق هم بودن اما بلا نمیدونست که ادوارد یه خوناشامه.
بعد از یه مدت با اینکه بلا متوجه این موضوع شد بازم در حدی عاشق ادوارد بود که تصمیم گرفت با ادوارد وارد رابطه شه، بلا و ادوارد روزهای خوبی رو باهم گذروندن اما بعد از اتفاقات خطرناکی که برای بلا افتاد ادوارد تصمیم میگیره که به دروغ به بلا بگه که دوستش نداره و ترکش کنه چونکه فکر میکرده که با دور بودن از بلا باعث میشه که بلا در امان باشه و اتفاق بدی براش نیوفته، این آهنگ هم شب ترک کردن ادوارد و روزی که اون میخواست با بلا صحبت کنه توی ذهن بلا همراه با خاطراتشون مرور میشه !
Post #2667
2.94K

