چهار رباعی از مجتبی شکوهی راد
- یک
از بوده و نابوده و بدرود و درود
کی کاسته و زیان؟! چه افزوده و سود؟!
پاییز ربود هر چه آورد بهار
آورد بهار هر چه پاییز ربود
- دو
همشیرهی ما سوال و شک دایۀ ما
همخانه غم است و صبر همسایۀ ما
دنیاست کتاب و زندگی آیۀ ما
دل مایهی ما و عشق سرمایۀ ما
- سه
حرفی که نگنجد به بیان میگویم
آنی که به فهم ناید آن میگویم
گفتا جه عبث سرودن است این؟ گفتم
من شرح زبونی زبان میگویم
- چهار
چشمم چو دلم ز دوری اندر خون است
میلم به رفیق و بادهی گلگون است
گر گردش روزگار دیگر گون است
تقصیر -نگر!- به گردن گردون است
#مجتبی_شکوهی_راد
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
Post #2119
237
Forwarded from رباعیات فارسی
- ❤ 6