Post #990
33
توییتر فارسی دیروز همسر رو بردم دفترخونه و مهریهاش رو بخشید. کارمند دفترخونه یه خانم میانسال بود. موقع امضا کردن گفت: از این به بعد تا دو سال باید ظرفا رو بشوری و غذا بپزی و کارهای خونه رو بکنی. همسر یه لبخند زد و گفت: تا الان هم همین بوده. قیافهی خانومه دیدنی بود…
یه جوری با افتخار داره داستان رو تعریف میکنه انگار به چه موفقیتی دست پیدا کرده😐
- 👍 2