بابام با خودش چندتا کتاب آورده بود بعد داداشم خیلی رندوم برگشته رو به من میگه اون کتابا مال تو نیست، با یه لحن خیلی جدی هم میگفت انگار داشت ازشون محافظت میکرد.
و الان من بسی خرسندم که پیشفرض ذهنی داداشم من رو به عنوان تهدیدی برای کتابها در نظر گرفته بود.
مثلا اگه الان بابام خوراکی آورده بود تهدید پیشفرض خواهرم میبود.
Post #1566
25