🔰کارنامه چهل ساله رضا پهلوی: کوشش برای بازگشت نظام پادشاهی با کمک دولتهای خارجی
بخش سوم
محمد سهیمی ✍
▪️فوت پدر و اعلام پادشاهی
محمد رضا شاه در ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره درگذشت. در ۹ آبان همان سال، زمانی که به ۲۰ سالگی رسیده بود، پهلوی سوم در کاخ کوبه در قاهره خودرا شاه ایران اعلام کرد، و حتی این اعلام را"وظیفه خود "قلمداد نمود. در مصاحبهای با یک روزنامه نگار آلمانی، خانم اندریا کلادیا هافمن، به ایشان گفت، « مراسم اعلام پادشاهی در بیستمین زادروز من [در آبان ۱۳۵۹] برگزار شد. طبق قانون اساسی مشروطه میبایستی به این سن رسیده باشم تا بتوانم شاه شوم. البته بعد میبایست در مجلس ایران هم سوگند پادشاهی یاد میکردم. بنا بر این میتوان گفت که بنا به قانون شاه ایرانم.»
این ادعا هیچگونه اساسی ندارد، و دکتر محمد امینی پاسخ بسیار زیبا و مستندی به پهلوی سوم دادند: «بنا بر کدام قانون؟ قانون اساسی مشروطه ایران که در راهش جان فشانیها شد و خاندان ایشان به آن جفا کردند؟ در کجای آن قانون اساسی آمده است که میتوان در مراسمی در یک کشور خارجی شاه قانونی ایران شد و هر آینه بخت و اقبال یاری نمود "بعد میبایست در مجلس ایران هم سوگند" خورد؟ مجلسی که دیگر در میان نبوده و نیست، و در آینده هم، دستکم بر پایه قوانین یکصد سال پیش، در میان نخواهد بود؟ اصل سی و نهم متمم قانون اساسی چنین است: "هیچ پادشاهی بر تخت سلطنت نمیتواند جلوس کند مگر اینکه قبل از تاجگذاری در مجلس شورای ملی حاضر شود وبا حضور اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هیأت وزرا به قرار زیر سوگند یاد کند."
نکته مهم دیگر این است که محمد رضا شاه دارای وصیت نامه سیاسی نبود که در آن صریحا گفته شده باشد که رضا پهلوی باید جانشین او شود، و حتی برخی از اقوام همسر ایشان گفتهاند که محمد رضا شاه برادر جوان پهلوی سوم، یعنی مرحوم علیرضا پهلوی را ترجیح میداد که معتقد بود دارای هوش و ذکاوت بیشتری از پهلوی سوم است[اگرچه در مراسم ختم مرحوم برادر خود، پهلوی سوم فقط به هنر لطیفه گفتن و ادای دیگران را دراوردن برادر خود اشاره نمود]. آنطور که دکتر عباس میلانی در کتاب خود "شاه" (صفحه ۵۴۱) مینویسد، « شاه به دلایلی که هرگز روشن نشد، وصیت نامه سیاسیای از خود بجا نگذاشت. پس از مرگ شاه ملکه بر آن شد که وصیت نامهای بجا ولی به نام شاه تدوین کند. میگفت، «از آنجا که در واپسین روزهای زندگی اش همواره در کنار او بودم و از کنه افکارش خبردار بودم وظیفه خود دانسته که وصیت نامهای برای او و بجای او تدوین کنم. » 😂البته این توضیح اجمالی ولی به غایت مهم در زیرنویسی در واپسین خاطرات ملکه آمده و اگر کسی به نص ظریف عبارات توجه نکند در نمییابد که آنچه به عنوان وصیت سیاسی شاه شهرت گرفته در واقع برساخته ذهن ملکه و قلم تنی از نزدیکان او بود. برخی از نزدیکان شاه، به ویژه اردشیر زاهدی، مخالف تهیه چنین متنی بودند. میگفتند، نباید، به جای شاه متنی چنین مهم تدوین و به مردم ارائه کرد. در هر حال، در واپسین عبارات متن آمده بود که «ولیعهد جوان را به خدا و به ملت بزرگ ایران میسپرد.»
ادامه
@Rfekri | نخبگان معاصر ملت
@Nviolence2 | اوضاع گردون
@mghlte || عصر روشنگری
Post #1383
132
- 👍 3