◾️گاهی آدم از جایی میرود که دیگر نمیتواند در آن بماند؛ نه چون دوستش ندارد، بلکه چون ماندن در آن، امکان زندگی را از او میگیرد. میرود تا زنده بماند، تا آیندهای بسازد، تا شاید روزی بتواند بدون ترس برای فردایش تصمیم بگیرد. اما پس از رفتن، با پرسشی روبهرو میشود که پاسخ سادهای ندارد: «اگر رفتن ضروری بود، پس این دلتنگی از کجا میآید؟»
🟪 مهاجرت، دستکم برای بسیاری از ما، انتخاب میان دو زندگی مطلوب نبود؛ انتخاب میان ادامهدادن در وضعیتی تحملناپذیر و رفتن به سوی آیندهای نامعلوم بود. ما لزوماً جایی را ترک نکردیم که دیگر چیزی برایمان نداشت؛ جایی را ترک کردیم که هنوز بسیار چیزها برایمان داشت، اما دیگر امکان نگهداشتن آنها وجود نداشت.
🌐 لینک مطلب
✍️ نویسنده: محمد آغا سیلانی
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
وب سایت | X | فیسبوک | انستاگرام | کانال واتساپ | کانال یوتیوب
@revayataf
Post #56966
88
