در تردستی رقیب نداشت.حرکات دستش انقدر نرم و گول زننده بودند که همه ادمها در هر سنی مجذوبش میشدند و تا به خودشان بیایند پول زیادی برای دیدن تردستی های او پرداخت کرده بودند.چهره اش همیشه پشت نقاب جذابی پنهان بود.اما نقاب چشم هایش را نمیپوشاند.درعین شوخی کردن و تردستی های خلاقانه اش چشم هایش هیچوقت ارام نبودند.موشکافانه همه را نگاه میکرد و نگاهش انقدر جدی بود که اگر کسی نگاهش لحظه ای از دستهایش دور میشد و به چشم هایش اصابت میکرد نفسش بند میامد.هیچکس نمیدانست که جنسیت او چیست.راستش را بخواهید کسی تابه حال به ان فکر نکرده بود.چراکه همیشه همه توجه ها روی دستهایش بود .دستهای کشسده و استخوانی رنگ پریده اش؛که با مهارت کارت ها و توپ ها و وسایل شعبده را در میان زمین و هوا و میان چشم های کنجکاو مردم میرقصاند.چیزی که هیچکس فکرش را نمیکرد این بود که تردست با شعبه بازی های جذابش ذره ذره روح انهارا میبلعید.برای همین بود که بعد از هر تردستی جمعیت خسته و کلافه و بی جان بودند.و چه با مهارت اینکار را میکرد.تردست روح خور نرم دست ،با ان چشم های تیز و لبخند های برنده.
ـکاپیتان
https://t.me/Regular_psycho
Post #6186
7