متن کتاب صفحه ۲۳۵ : بگذریم از ده ها دروغی که برای اثبات همین مطالب غیر واقعی گفته میشود؛ مانند فسیلهایی که هیچ کس جز یکی دو نفر مدعی آن را ندیده اند و باید حتماً در موزه های کشورهای استعمارگر نگهداری شود و به هیچ محققی هم به دلیل نفیس بودن نشان داده نشود یا عکسهایی که تنها در دسترس ناساست و هیچ منبع دیگری از آن گزارش نمیکند و کسی نیز حق ندارد در حوزه تخصصی ناسا و بررسی صدق و کذب گزارشهای آن را وارد شودبیشک بسیاری از دیدگاههای مطرح شده توسط نویسندگان در این کتاب ناشی از باور به داستان های توطئه آمیز است. برای پیدا کردن فسیل کافیست چشمان خود را باز کنید و زیر پایتان را با دقت بیشتری نگاه کنید. بسیاری از فسیلهای واقعی در موزههای بزرگ جهان قابل دسترسی هستند. فسیل sue و سایر دایناسورهای بزرگ و کوچک در موزهی تاریخ طبیعی فیلد شیکاگو که هر روز صدها گردشگر از آن ها بازدید میکنند. فسیل انسان تباران اولیه در موزههای ملی گرجستان و اتیوپی، فسیل پستانداران ایرانی در موزهی فسیل شناسی مراغه و موزهی قلعهی فلکالافلاک. فسیلها در تمام کشورهای دنیا یافت میشوند! Spinosaurus در مراکش، Globidens در سوریه، Velociraptor در مغولستان، Woolly mammoth در روسیه، psittacosaurus در چین، Neanderthal در آلمان و ... تنها چند نمونه از فسیلهای معروفی هستند که در کشورهای مختلف یافت شدهاند (البته اگر سوریه را هم به عنوان یک کشور استعمارگر در نظر نگیرید!!!)
فسیل دایناسورها همواره برای تحقیقات علمی توسط موزهها در اختیار محققان و دانشجویان و دانشمندان دیرینه شناسی قرار داده شدند و تقریبا هرکسی که به موزه رفته باشد آنها را دیده است! ناسا هم یک سازمان دیرینه شناسی نیست و در جهت تحقیقات ستاره شناسی و هوافضا تاسیس شده بنابراین کار ناسا ارتباطی با فسیل دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ ندارد!
متن کتاب صفحه ۲۳۷ : نظریــۀ «طراحــی هوشــمند» نظریــه ای اســت کــه سال هاســت در مقابــل نظریــه تکامــل و انتخــاب طبیعــی دارویــن، بــه عنــوان یــک نظریــۀ علمــی مطــرح شــده اســت و در میــان دانشــمندان علــوم طبیعــی و زیست شناســی، طرفــداران خــود را دارد؛ اقتضــای انصــاف و شــعار های آزادی اندیشــه غربــی ایــن اســت کــه ایــن نظریــه در مجامــع علمــی بــه بحــث گذاشــته شــود، دفاعیــات و...طراحی هوشمند به عنوان یک شبه علم، نه تنها قابل آزمایش نیست بلکه شواهد علمی هم برخلاف آن هستند. همچنین طراحی هوشمند از متد علمی پیروی نمیکند و پس از مشاهده و طرح پرسش، تنها یک فرضیهی تخیلی را ارائه میکند! همچنین دادگاه Kitzmiller v. Dover (2005) بهطور قانونی اعلام کرد طراحی هوشمند یک نظریهی علمی نیست و در محافل جدی علم زیست شناسی جایگاهی ندارد. مایکل بهی در کتاب جعبه سیاه داروین، ادعا میکند که برخی ساختارها در موجودات زنده به قدری پیچیده هستند که تکامل و انتخاب طبیعی نمیتوانند آنها را توجیه کنند! طرفداران او سعی دارند تا با بیش از حد پیچیده جلوه دادن برخی ساختارها، ذهن مخاطب را فریب دهند و انتخاب طبیعی را ناکافی معرفی کنند. اما فراموش نکنید که انتخاب طبیعی در طی میلیون ها سال زمان کافی برای این کار را داشته و تکامل exaptation میتواند پیچیدگی های [به ظاهر] تقلیل ناپذیر را توجیه کند! چرا که برخی ساختار ها تغییر کاربری میدهند. طراحی هوشمند بر اساس خلط "نمیدانم" است! طراحی هوشمند از شکافهای دانستههای علمی سوءاستفاده میکند و اگر ما هنوز کاملاً نمیدانیم چگونه چیزی تکامل یافته، آن را به طراحی نسبت میدهند. این به نام استدلال از نادانی (argument from ignorance) شناخته میشود.
متن کتاب صفحه ۲۳۹ : دکتــر کارولیــن کراکــر اســتاد دانشــگاه جــورج ماســون آمریــکا نیــز می گویــد: «[بعــد از مطــرح شــدن عنــوان طراحــی هوشــمند در کلاس درس] مدیــر گــروه مــن را بــه دفتــرش دعــوت کــرد؛ او گفــت: شـما توبیـخ می شـوید، بـه خاطـر اینکـه این را تدریـس کرده ایــد. مــن گفتــم: فقــط اشــاره ای بــه تئــوری طراحــی هوشــمند بــه همــراه چنــد اســلاید داشــتم امــا...اگر واقعا طرفداران طراحی هوشمند از دانشگاه اخراج میشدند جای خوشحالی داشت چون دانشگاه مکانی برای تدریس شبه علم و عقاید شخصی بی مبنا نیست! اما برخی افراد ادعا میکنند که به دلیل مخالفت با نظریه تکامل از دانشگاه اخراج شدند. قرار داد دکتر کارولین کراکر در سال ۲۰۰۵ با دانشگاه تمام شد اما برای تمدید قراردادش با دانشگاه حضور پیدا نکرد و دکتر ریچارد استرنبرگ هم به درخواست خود از دانشگاه استعفا داد اما هردوی آنها ادعا کردند که اخراج شدند.
- البرز امیدی شاهآباد