معرفی کتاب در سایتهای موجود : کتاب عیار تجربه تلاشی است برای دست یافتن به نگاه عقلانی دقیق در بررسی ماهیت تجربی و حدود استفاده از آن؛عیار تجربی سفری است که از “ماجرای علم” آغاز می شود و در ضمن بررسی ابزارهای مختلف شناخت واقعیت، نظریات جنجالی علوم تجربی مانند بیگ بنگ و تکامل(فرگشت) را مورد تحلیل قرار می دهد.تنها کتابی که منتقدین ساینس آن را تمام و کمال مطالعه کردهاند، کتابی پر از اشتباهات علمی به نام عیار تجربه است که در جهت نقد ساینس نوشته شده. نویسندهی این کتاب ظاهراً حتی وجود ستارهها و سیارات را هم پذیرا نیست! مشخصا تکامل نیز در این کتاب مورد نقد قرار گرفته و من منحصرا به آن میپردازم و پاسخ به نقدهای وارد شده به علوم دیگر را به دوستانم که در زمینه ستاره شناسی و فیزیک فعالیت میکنند میسپارم. اما پیش از هرچیز باید تاکید کنم که این کتاب سراسر بهانه تراشی فلسفی برای نپذیرفتن واقعیتهاست! و همچنین باید تاکید کنم که عقلانیتی که وجود جن و روح را میپذیرد اما با وجود دایناسور مشکل دارد هیچ نسبتی با عقل ندارد!
متن کتاب صفحه ۱۸۸ : باستان شناسی و گذشته های دور : سالیانی است که جمعی از دانشمندان آمار و ارقام عجیبی از عمر کره خاکی ارائه میدهند و مثلاً عمر آن را حدود چهارونیم میلیارد سال می شمرند. البته شنیدن این اعداد و ارقام ساده است ولی اگر کمی بدان دقت کنیم آن قدر زیاد است که انسان را گیج میکند.تیتر اشتباه است. باستان شناسان درمورد سن زمین و دایناسورها تحقیق نمیکنند و وظیفهی بررسی تمدنهای باستانی بشر را بر عهده دارند. بررسی سن زمین و فسیلهای مختلف توسط دیرینهشناسان صورت میگیرد. اما در ادامه فراموش نکنید که نیم عمر و سرعت تجزیه اتمها ثابت است و ارتباطی با شرایط محیطی ندارد. دانشمندان هم به کمک تحقیقات دیرینه شناسی به خوبی تعیین کردهاند که شرایط در طول تاریخ زمین هرگز یکسان نبوده اما تاثیری بر نیم عمر عناصر نمیگذارد.
در ادامه : ۱. چه دلیلی داریم که مواد رادیواکتیویته در وضعیتهای یکسان سرعت تجزیه یکسانی دارند؟
۲. آیا شرایط در طول تمام این چندین میلیارد سال یکسان بوده است؟
متن کتاب صفحه ۱۹۰ : روش تعیین سن فسیلها و قصه و تاریخچه دایناسورها نیز وضعیتی بهتر از تعیین سن زمین ندارد و همگی چیزی نیستند جز فرضیه هایی اثبات ناشده و زمانهایی که با روشی کاملاً غیر علمی تعیین میشوند. یادمان باشد علم تجربی هماره باید از چیزی سخن بگوید که یا خودش به چنگ تجربه می آید یا چیزی که اثبات کرده ایم با او یکسان است. سخن گفتن درباره گذشته های کاملاً مجهول چند هزار یا چند میلیون یا میلیارد سال یا درباره آسمانهای کاملاً ناشناس به طور کل بیرون رفتن از عرصه تجربه است.تعیین سن چه برای سنگها چه برای فسیلها بسیار دقیق و معتبر بوده و هیچ نقضی برای آن وجود ندارد. دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ هم فرضیه نیستند! علم بر اساس دیدنی ها نیست! علم مبتنی بر شواهد است و شواهد وجود دایناسورها، فسیلهای بسیار زیادی هستند که تقریبا هر روز کشف میشوند و مورد بررسی قرار میگیرند. اما برای من جای تعجب دارد چطور افرادی که به عالم فرامادی و ماوراءطبیعه باور دارند، دایناسورها و کهکشانها را "ناشناس" میدانند در حالی که برای اجنه ویژگی تعیین میکنند؟
متن کتاب صفحه ۱۹۱ : نظریه تکامل هم به همین درد دچار است؛ ادعاهایی درباره پدیده هایی در گذشته ای بسیار دور که هرگز در دست تجربه قرار نمی گیرد و البته در زمان حال نیز هیچگاه نظیر آن تجربه نشده است. تکامل گرایان هر چه تلاش کنند اگر بتوانند از همه مشکلات عبور کنند نهایت تلاششان بدین جا می رسد که تکامل هم شدنی است؛ اما هیچ وقت راهی ندارند اثبات کنند تکامل واقعاً بوده است؛ چون علم تجربی، قضاوت قاطعی درباره گذشته ها عرضه نکرده است.علم بر اساس شواهد است نه تجربیات و دیدنیها. شواهد فسیلی، ژنتیکی، اکولوژی، هومولوژی، آنالوژی و ... از تکامل پشتیبانی میکنند. فراموش نکنید که تکامل اصل بنیادین علوم زیستی بوده و یک واقعیت علمی و جاری در طبیعت است که در زمان حال نیز ثبت شده! گونهزاییهای متعدد در میگوها، مارمولکها، پشه ماهیها، حتی کرگدنها و ... و همچنین مقاوم شدن باکتریها نسبت به آنتیبیوتیک، از معروف ترین نمونههای تکامل در زمان حال هستند. در صورتی که فسیلها را بر اساس قدمت در کنار یکدیگر قرار دهیم به وضوح میبینیم که آنها در حال تکامل و تغییر هستند و شباهت های آناتومی و ژنتیکی نیز ارتباط بین گونهها را تعیین میکنند. توصیف قاطعانهی ساینس از گذشته هم مشخص است.
- البرز امیدی شاهآباد