• اما بحث آنان بر سر چه بود؟ داوکینز تکامل را رقابتی بین دودمان ژنی میداند ، جایی که ارگانیسمها وسیلهای برای آن ژنها هستند. اما گولد، دیدگاه متفاوتی داشت! هر دوی آنها به خوبی میدانستند که تکامل اتفاق افتاده، اما برخی افراد بر اساس برخی دیدگاههای سنتی تکاملی، باور داشتند که موجودات در زمانهای بسیار طولانی تکامل پیدا میکنند. در حالی که گولد معتقد بود که موجودات میتوانند در بازههای زمانی متفاوتی تکامل پیدا کنند.
شواهد فسیلی وقایع بسیاری را نشان میدهند که در آن گونههای جدید تکامل پیدا کرده و در یک لایه زمین شناسی به مرور ظاهر میشوند و در چند لایه تقریبا بدون تغییر باقی مانده و در نهایت ظاهراً ناپدید میشوند. بدین ترتیب نیلز الدرج و استیون جی گولد، واژه تعادل نقطهای را ابداع کردند تا این دورههای ثبات طولانی را که توسط تغییرات ناگهانی قطع میشدند توصیف کنند.
به خاطر داشته باشید که تمام گونهها از تعادل نقطهای پیروی نمیکنند بلکه برخی از آنها به تدریج در دورههای زمانی طولانی تغییر میکنند. الگوهای تعادل نقطهای و تغییرات تدریجی درباره مدت زمان لازم برای تشکیل گونههای جدید چه چیزی به ما میگویند؟
فرض کنید که یک گونه برای ۵ میلیون سال زندگی میکرده اما بیشتر تغییرات مورفولوژیکی آن در طول ۵۰ هزار سال اول حیاتش یعنی یک درصد از کل زمان زیستن آن صورت گرفته. بازههای زمانی به این کوتاهی (در مقیاس زمین شناسی) عموماً در لایههای فسیلی قابل شناسایی نیستند زیرا سرعت تجمع رسوبات برای جداسازی لایهها در چنین فاصلههای زمانی کوتاهی بسیار کند است. بنابراین به نظر میرسد که
وجود فسیلهایی که الگوی تعادل نقطهای را نشان میدهند پیشنهاد میکند که وقتی روند گونه زایی آغاز شد میتواند به طور نسبتا سریعی کامل شود. مطالعات زیادی این امر را تایید میکند به عنوان مثال آفتابگردان وحشی در نتیجه یک روند گونه زایی سریع به وجود آمده است.
-البرز امیدی شاهآباد