یک ماهی سر پهن درباره انتقال از دریا به خشکی چه چیزی را به من میگفت؟ آنچه که به ایمنی شخصی و راحتی من بیشتر مربوط میشد این بود که چرا من در قطب شمال هستم و نه در هاوایی! پاسخ به این پرسشها در این قضیه است که چگونه ما فسیلها را پیدا و از آنها استفاده میکنیم تا به اسرار گذشته خود دست یابیم!
فسیلها شواهد مهمی هستند که ما از آنها استفاده میکنیم تا خودمان را بشناسیم (دیگری ژنها و جنینها هستند). بیشتر افراد نمیدانند که پیدا کردن فسیلها کاری است که اغلب میتوانیم با قابلیت پیش بینی و دقت شگفت آوری انجام دهیم. ما در خانه کار میکنیم تا شانس موفقیت خود را در میدان به حداکثر برسانیم و سپس میگذاریم تا بخت پیشی بگیرد.
رابطه متناقض میان برنامهریزی و شانس به بهترین وجهی در گفته مشهور آیزنهاور در مورد جنگ توصیف شده است : «هنگام آمادگی برای نبرد متوجه شدهام که برنامهریزی ضروری است ولی نقشه کشیدن بیفایده» این سخن، رشته دیرین شناسی میدانی را به طور مختصر توصیف میکند. ما همه جور برنامهریزی میکنیم تا ما را به محل فسیلهای احتمالی برساند و هنگامی که در آنجا هستیم تمامی برنامه میدانی ممکن است به دور انداخته شود. حقایق موجود در میدان ممکن است بهترین نقشههای حساب شده را تغییر دهد.
با این حال میتوانیم هیئتهایی را برای پیدا کردن پاسخ به پرسشهای علمی مشخص به راه اندازیم. با استفاده از چند ایده ساده، میتوانیم پیشبینی کنیم که فسیلهای مهم کجا ممکن است پیدا شوند البته ما ۱۰۰ درصد مواقع موفق نخواهیم بود ولی اغلب به قدر کافی موفق هستیم تا امور را جالبتر بسازیم. من (نیل شوبین) پرداختن به این کارها را حرفه خود ساختهام : پیدا کردن پستانداران اولیه برای پاسخ به مسئله منشا پستانداران، اولین قورباغهها برای پاسخ به مسئله منشا قورباغهها و بعضی از اولین جانوران دارای دست و پا برای فهمیدن منشأ جانوران خشکیزی.
از بسیاری جهات دیرین شناسی میدانی امروزه نسبت به آنچه در گذشته انجام میدادند کار بسیار آسانتری در پیدا کردن محلهای جدید دارند. به علت اکتشافات زمین شناختی که توسط دولت و شرکتهای نفت و گاز انجام شده است ما در مورد زمین شناسی نواحی محلی بیشتر میدانیم. من حتی میتوانم توسط رایانهام حیاط شما را برای محل احتمالی فسیلها بکاوم. برای تاکید بیشتر ابزارهای تصویربرداری و رادیوگرافی میتوانند درون بعضی سنگها را نشان داده و به ما امکان دهند که استخوانهای درون آنها را به تصویر بکشیم.
با وجود این پیشرفتها جستجوی فسیلهای مهم بیشتر هنوز مانند ۱۰۰ سال پیش از این است چرا که دیرین شناسان هنوز هم باید به صخره نگاه کنند و گاهی واقعاً روی آن بخزند و فسیلهای درون آن اغلب با دست بیرون آورده شوند. هنگام جستجو و بیرون آوردن استخوانهای فسیل شده باید تصمیمهای زیادی گرفته شود که خودکار کردن این فرایندها دشوار است. علاوه بر آن نگاه کردن به نمایشگر رایانه برای پیدا کردن فسیلها هیچگاه به اندازه حفاری برای پیدا کردن آنها جالب نخواهد بود.در صفحات بعدی کتاب، کمی جلوتر، پروفسور شوبین چنین ادامه میدهد:
«ترتیب فسیلها در صخرههای جهان مدرک نیرومندی از رابطه ما با بقیه حیات است. اگر هنگام حفاری در صخرههای ۶۰۰ میلیون ساله اولین ژله ماهی را پیدا کردیم که نزدیک اسکلت یک موش خرما قرار دارد در آن هنگام باید کتابهای درسیمان را بازنویسی کنیم. این موش خرما باید زودتر از اولین پستاندار، خزنده و یا حتی ماهی و حتی پیش از اولین کرم ظاهر شده باشد. علاوه بر آن، این موش خرمای باستانی به ما میگوید که بیشتر آنچه را که فکر میکنیم درباره تاریخ زمین و حیات میدانیم اشتباه است. با وجود آنکه بیش از ۱۵۰ سال است که مردمان در جستجوی فسیلها هستند اما چنین چیزی هرگز مشاهده نشده است.»
-البرز امیدی شاهآباد
قسمتی از کتاب «ماهی درونی شما»
اثر پروفسور نیل شوبین (دیرین شناس)
ترجمهی دکتر علیرضا توکلی صابری