دهم: هیچذوقی برای شروع مدرسه نداشتم و کلافه و عصبی بودم و حس خوبی نسبت به مدرسه نداشتم
یازدهم: از مدرسه فرار کردم و به زور دوستم برگشتم
دوازده:سالی که نیکوست از بهارش مشخصه، شیش و فردا صبحش دعوای بدی داشتم و با چشم های پف کرده رفتم مدرسه
اولین سالیه که نمیرم میدرسه، خوشحال؟ نه نیستم! دلتنگ؟ عمرا! فقط ای کاش نمیدونم مثلا خاطرات خوبی میساختم، حدقال در حدی که لازم نباشه دلیل تراپیست رفتم، خاطرات تخمی مدرسه باشه
ناراحتی؟آره دلتنگ خاطراتی هستم که هیچوقت ساخته نشد
@RedStarKiAN
Post #1781
123
...𝙺¡𝙰𝙽... :)

