از او بگو به دنیا، از او که قصه ای داشت
او جشنِ زندگی بود، سروی که قد برافراشت
از اُجرتِ گلوله، از شر که میهراسد
از مادری که او را از خال میشناسد
از او بگو به دنیا، ی شاهدِ غروبان!
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست، آئینِ انتقام است
از او بگو به دنیا، از نغمهای که سر داد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد
از او بگو به دنیا
_۷ مهر، روز آتشنشانی
Post #40627
77
- 😭 14